هذیان های من: بعد از اولین شکست تو رابطم…
بعد از اولین شکست تو رابطم که باعث شد من هم مثل بقیه افسر ده بشم ، نشستم با خودم فکر کردم.
یادمه به خودم گفتم : هرمزد بی خیال شو ، تو هم بیا فقط به فکر خوش گذرونیت باش و روزت رو بگذرون
وقت پیری هم هر کاری بقیه کردن تو هم می کنی دیگه
اما با رامین آشنا شدم
رامین بسیار انسان پاک و مهربونیه
حتی از من هم احساساتی تر و مهربون تر
اینا رو واسه خوش اومدن رامین نمیگم اینا عین حقیقته
رامین عاشق من شد و از بس پاک و مهربون بود من هم جذبش شدم
حالا که یک سال از اون موقع میگذره و به خودم و کارام نگاه می کنم
می بینم که بعضی وقتا ناخواسته اذیتش کردم ( اذیتمون کردم )
اما رامین با صبوری و مهربونی جواب من رو داد
البته فرصت خیلی چیز ها و کارها رو که شاید دوست داشتم انجام بدم از دست دادم
اما هر که طاووس خواهد ، جور هندوستان کشد
به هر حال
رابطه ما به یه حالت پایدار رسیده و امیدوارم همینطور هم ادامه پیدا کنه
دیگه فقط نمیگم " رامین دوستت دارم " بلکه میگم " رامین بهت نیاز دارم "
امیدوارم همه شما درک کنید که هر انسانی برای ادامه راه به حضور یه انسان دیگه احتیاج داره
برای غم ها ، شادی ها ، سفر ، حتی تماشای یک فیلم
من که کسی رو دارم که بارها از اونی که همیشه می خواستم بهتره ( رامین حالا پررونشیا!!! )
رامین عزیزم دوست دارم و عاشقتم و دلم می خواد همیشه پیشت باشم





ایشالا به پای هم جوون بمونین!
chand vaght hast ke ba webloge shoma ashna shodam va matalebetoon ro mikhoonam … matlabe emrooz kheili baraaye man omidvaar konande bood chera ke bazi oghaat omid peyda kardan oon yek nafar ro az dast midam, makhshoosan baa sharaayete feli Iran … omidvaram ke hamishe shad o salamat bashin
متشکر، منم امیدوارم همواره موفق و سلامت باشی