یادداشت های من برای او : جمعه برفی
خونه اول :
یک روز برفی
تو یه روز سرد زمستونی
یک پسر زمینی
جلوی پنجره اتاق گرمش
تکیه داده به دیوار و یه سیگار وینیستون لایت سفید تو دست راستشه
رو پای چپش وایساده و پای راستش رو خم کرده و گذاشته رو زانوی چپش
بخار از لیوان نسکافه تلخش که روی شوفاژ جلوش گذاشته داره بلند میشه و تو دود سیگار پسرک گم میشه
وقتی میخواد دود سفید سیگارش رو بیرون بده سرش رو بالا میگیره و با تمام وجود و شایدم آرامش فوت میکنه تا دود از بین حصار آهنی پنجره عبور کنه
پسرک داره فکر میکنه
فکر
——————————————————————————————–
خونه دوم :
پسری تو اتاق تاریک دمر دراز کشیده و از پشت پنجره بسته بیرون رو نگاه میکنه
داره برف میاد
پسرک داره فکر میکنه
به پسر خونه اول
———————————————————————————————
خونه سوم :
پسری پشت میز کامپیوترش نشسته و به مانیتورش خیره شده
تند و تند تایپ میکنه
ظاهرا تحقیقی داره تایپ میکنه
اما ….
نه تحقیقی در کار نیست
پسرک داره اطلاعات میده
m 18 teh
v more b
———————————————————————————————
خونه چهارم :
دو پسرک فارغ از تنهایی کنار هم دراز کشیدن
از لای پنجره هوای سرد به اتاق سرک میکشه
پسرک اول خودشو برای عشقش لوس میکنه که وااااااااااااااااااای سرده
و پسرک دوم از خدا خواسته ناز عشقش رو میکشه و ازش میخواد که بیاد تو بغلش
———————————————————————————————
خونه پنجم :
پسرکی دوست داره پسری پیشش باشه
اما
نه کامپیوتری داره باهاش چت کنه و نه موبایلی و نه هیچ
داره به رویاهاش و عشق رویاییش فکر میکنه که یهو صدایی افکارش رو بهم میریزه
پدر : پسرم امروز گوسفندها رو زودتر برگردون




