el: دوباره . . . . . .
لیز میخوریم
شروع کنیم؟ . . دوباره شروع کنیم؟ . . با زخمهایمان دوباره شروع کنیم . . یا دهانمان شروع کند . . . گچ بریزم و شکاف بردارم میان پردهها؟ . . . . گلو بزنم بریزم بیرون که شروع کنیم دوباره؟ . . . دوباره . . . با زخمهایمان شروع کنیم . . . بپریم از تخت بیرون مثل دو پرنده که روی پاهای خیس خود خواباند . . . . خواب برویم و نمک بپاشیم میان سفیدرود . . . بخ بزنیم روی پلههای پارک دانشجو که بعد مجبور باشیم بهمنهای کوچک را . . . . پلهها خوباند باور کن . . . . هومن که چشمهای کجکی دارد . . . . بعد پرندهها که خیس هستند اصلن نمیخوانند . . هر پرنده . . . . تعداد زیادی عابر پیاده . . تعداد زیادی چسب برای پاکتهای زرد . . . . شب بشود؟ ساعت یک؟ بشود برویم دنبال زن؟ ایستگاه قطار؟ ساعت یک؟ بشود دوباره مثل همان پرنده روی پاهای خیس خوابید؟ . . . بعد روژین بیاید و پاهایش بشکند از خوشحالی . . من یکی از همانها هستم . . . . با زخمهای امتداد هر تن که مال من میشود . . . . از این به بعد . . . . از همهی بعدها میگذرم . . . دوباره شروع کنیم؟




