۸ مارس نه شرقی نه غربی جهانی ست « بلوا »
دیکتاتوریها نخستین کاری که میکنند تحریف تاریخ است. حاکمان جمهوری اسلامی نیز مانند تمام رژیمهای توتالیتر تاریخی مورد پسند خود نوشتند. جوانانی که سالهای ۵۷ تا ۶۷ را به خاطر ندارند تصور میکنند این هیولاهای قرونوسطایی بدون هیچ مخالفتی به قدرت رسیدند. در حالی که از فردای پیروزی انقلاب مبارزهی مردم برای حفظ دستآوردهای انقلابشان شروع شد. حاکمان جدید سعی داشتند آزادی و حقوق اساسی مردم را نفی کنند و در مقابل مردم بهخصوص روشنفکران و دانشجویان و بخش وسیعی از کارگران(۱) مبارزه و مقاومت خود را از همان روزهای اول انقلاب آغاز کردند.
زنان نخستین هدف تهاجم ارتجاعی به حقوق انسانی و آزادیهای مدنی بودند. هنوز یک ماه از پیروزی انقلاب در ۱۳۵۷ نگذشته بود که حاکمان جدید نقاب از چهره برداشتند و تفسیر خود از «آزادی» را با اعلام حجاب اجباری نشان دادند. زنان زحمتکش نخستین هدف بودند و پرستاران نخستین زنانی که علیه این حکم قرون وسطایی اعتراض کردند و به خیابانها ریختند و خمینی را مجبور به عقبنشینی کردند هر چند این عقبنشینی موقتی بود و سرانجام حکومت جدید توانست روند تاریخ را در ایران حداقل بهطور موقت تغییر دهد و به گذشته باز گرداند. زنان در نخستین تظاهرات اعتراضی خود فریاد میزدند:
ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم(۲)
اما هیچکس تصور نمیکرد این عقبگرد تاریخی مدتی بعد با تصویب قانون وحشیانه و ضدانسانیِ «قصاص» ابعاد هراسناکی به خود بگیرد. قوانینی که اعمال جنایتکارانهیی مانند «سنگسار» در آن قانونی میشد و تمام دستاوردهای زنان که درقوانین ناقص و نیمهنصفهی خانواده در قبل از انقلاب به آن دست یافته بودند بر باد میرفت و زنان از مقام انسانی به «دامنی» تبدیل میشدند که مردان را به معراج برسانند! و این بالاترین توصیفی بود که به مغز آقای خمینی خطور میکرد!
جنبش زنان به وحشیانهترین شکل ممکن سرکوب شد و زنان گروه گروه به جوخههای اعدام سپرده شدند. زنان باکره برای این که به «بهشت» نروند نخست به عقد پاسداران جهل و تاریکی در میآمدند و سپس اعدام میشدند. زندان اوین در سالهای ۶۰ پر شده بود از بچههایی که با مادرانشان دستگیر شده بودند و به مادربزرگهایشان سپرده میشدند تا مادرانشان را اعدام کنند. اینها تصاویری نیست که در فیلمی تخیلی و وحشتناک ببینید اینها واقعیتهای زندگی در دههی ۶۰ است. دههیی که با خون و مرگ پایههای جمهوری اسلامی ریخته شد. روزی که مردم ایران بدانند به نام آنان چه جنایتهای وحشتناکی صورت گرفته است بیشک همان عرق شرمی را خواهند ریخت که مردم آلمان ریختند وقتی کورههای آدمسوزی و جنایت نازیها آشکار شد.
زندگی همیشه راه خود را در بدترین شرایط باز میکند و ادامه میدهد. زنان ایرانی نیز به زندگی ادامه دادند. شرایط سخت اقتصادی موجب شد زنان بخشی و گاه تمامی مخارج خانواده را با کاری سخت و شبانهروزی تامین کنند. با جدیت به درسخواندن روی آوردند و دانشگاهها را تسخیر کردند، پستهای مدیریتی را، علیرغم دیدگاههای مردسالارانهی حکومت، با جنگی هر روزه به چنگ آوردند. و جنگ هر روزیشان باحجاب اجباری ادامه داشت. هنوز به سن بلوغ نرسیده بودند که کارشان به کلانتری میکشید و عکسشان با شماره مانند محکومین باسابقه گرفته میشد و آنان یاد میگرفتند برای آزادی باید زندان رفت و باید با پلیس درگیر شد و برای حق قانونی خود جنگید و این شد که زنان ایرانی رزمندهترین زنان جهان شدند.
این تصادفی نیست که عکس زنی بدون حجاب و در خون تپیده پرچم «جنبش سبز» شده است. خون ندا آقاسلطان خونی است که در رگهای جنبش سبز در جریان است و نشان از حضور فعال، قاطع و گستردهی زنان در این جنبش دارد. جمهوری اسلامی با هیچ اصلاحی نمیتواند حقوق زنان را برابر با مردم محترم شمرده و محقق کند. حجاب جزء جدانشدنی از جمهوری اسلامی است و آزادی پوشش نخستین خواست زنان. وقتی نخستین خواست جنبشی اجتماعی با ماهیت وجودی نظامی در تضاد باشد این آنان نظام است که باید برود.
به تاریخ خود باز گردیم به مبارزهی زنان از صدر مشروطه تاکنون، مطالعه تاریخ مبارزهی زنان ایرانی به ما درک بهتری از جامعه ایرانی و میزان بلوغش میدهد. حرکت زنان برای آزادی و احقاق حقوق مدنیشان جز جدایی ناپذیر از مبارزهی مردم ایران بوده است.
به ندای زنان ایرانی در ۳۱ سال پیش و در نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب و قبل از تشکیل جمهوری اسلامی گوش فرادهیم و شعارهایشان را در ۸ مارس ۲۰۱۰ و ۱۷ اسفند ۱۳۸۸ فریاد زنیم. سعادت مرد و زن ایرانی در گروی آزادی زنان است.
×آزادی نه شرقی ست، نه غربی ست، جهانی ست.
×لحظه به لحظه گفتم، زیر شکنجه گفتم، یا مرگ یا آزادی.
×در بهار آزادی، جای زنان خالیست.
×ما حجاب نمیخواهیم.
×بدون رهایی زن انقلاب بیمعناست.
×ما زنان ایرانیم، در زنجیر نمیمانیم.
×دستمزد برابر در برابر کار برابر.
×استقلال، آزادی جمهوری واقعی.
راستی با خود فکر کردهاید چه بر سر زنان نوجوان و جوان و پا به سن گذاشتهیی که در ۱۷ اسفند ۵۷ و ۵۸ در روزها و سال نخست استقرار جمهوری اسلامی چه آمده است؟ میدانید چند نفر در زندانهای مخوف اعدام شدند؟ چند نفر در خاوران خفتهاند؟… آه چه کابوس تلخی بود این جمهوری نفرین شده!
پانویس
۱- منظور از «کارگران» تمام کسانی هستند که با دستمزد حاصل از کارشان زندگی میکنند. مانند: کارگران صنعتی، پرستاران، معلمان، کارمندان…
۲- در فیلم مستند کوتاهی اعتراضات زنان به احجاب اجباری در نخستین روزهای پس از انقلاب به نمایش گذاشته شده است. تماشای این فیلم را به همهی دوستان توصیه میکنم:«فیلمی مستند و تاثیرگذار درباره سیر حرکت جنبش زنان ایران در دهه 50 و 60»




