“انسان تنها و جدا افتاده است”تقدیم به پسر از وبلاگ http://5pesar.wordpress.com+در کیمیاگریِ عریان کردنِ عروس در شبِ ازدواج،نمادِ تطهیرِ جسم و تزکیه روح است .ولی آمیزشِ جنسی در نهایت صورت نمی گیرد .عروس و مجردان با هم در نمی آمیزند.آنها همیشه به صورت عروس و مردان مجرد باقی می مانند.
سفیدیِ پیراهنِ بسکتبالیِ بی اف رویِ خاکستریِ تیرۀ ترک خوردۀ آسفالتِ پشت بامِ خانقاه لحظۀ کوتاهی چشم نوازی کرد ، بی اف لُخت رویِ پیراهن دراز کشید ، دست ها و پاهایش رویِ آسفالتِ سرد به طرفین شبیه یک ضربدر باز شد.
بادِ سردِ بهمن ماه،با لُختیِ بدنِ سروش و پسرِ پمپ بنزینی که بینِ دست و پای چپِ بی اف ،پشت به پشت هم ایستاده بودند و به آلت های آویزانشان نگاه می کردند، بیرحمانه لاس می زد.
عبدالله شلوارکِ سیاه رنگِ سروش را روی سرش کشیده، بدونِ آنکه به دیگران نگاه کند، رو به قبله با صدای بلند استغفار می کرد.
فیروز بینِ دست و پایِ سمتِ راستِ بی اف نشست، سیگاریِ گراسش رو سروته کرد ،در حالیکه آتشش توی دهانش بود به آن دمید ، خوب که دود توی دهانش جمع شد،دوتا کفِ دستِ گنده و پَهَنَش رو گذاشت روی صورتِ بی اف ،صورتش را بین دستهایش قرار داد ، لبهایش را نزدیکِ بینیِ بی اف گذاشت، شروع کرد به فوت کردن، همۀ بخارِ گراس ول شد تویِ صورتِ ظریفی که بین دستهاش قرار گرفته بود ،بی اف شروع به استنشاق کرد.




