پرش به محتوا

خداحافظ شازده « روشنائی های شهر »

2010/02/23
بدست

پیوند به منبع

آقای سنت اگزوپری! شازده کوچولوی عزیز!!

خواستم به اطلاع برسانم پسرمن و بقیه پسرهای کلاسش نمی‌خواهند خلبان شوند.  از شنیدن کلمه پرواز چشمهایشان برق نمی‌زند، حتی بادبادک هم هوا نمی‌کنند. معلمشان می‌گوید پسرهای کلاس یا می‌خواهند فست فود بزنند یا فروشنده لوازم کامپیوتری بشوند و یا مغازه لوازم صوتی تصویری داشته باشند. معلمشان می‌گوید وقتی به آنها می‌گویم اگر این کاره نشدید چی؟ آنها می‌گویند سی دی فروش می‌شویم. پسرمن و بقیه دوستانش وقتی با هم هستند درباره این آرزو حرف می‌زنند که اگر یک مغازه در پاساژ پایتخت یا علاء الدین داشتند چی می‌شد؟ ( کلمه چی را با تاکید روی چ و کشیدگی یاء می‌گویند)

آقای اگزو! شازده عزیز!

من از زمینی که پسرهایش نخواهند فضانورد یا خلبان بشوند می‌ترسم. سیاره شما، جا برای یک نفر دیگر دارد؟

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید