پرش به محتوا

trust: آنجا

2010/02/28
بدست

پیوند به منبع

چمدان خسته ام جز در آن اتاق آرام نمی گیرد که طاق باز،

عمیق ترین خواب زندگی اش را تجربه می کند،

آنجا که بوی توست، جایی که من و صندلی چوبی را یکجا بغل می کنی و  روی پاهایم می نشینی،

لبهایت وردهایی می گویند کرگدن زمین کوب،

آه ِ صندلی که بر می خیزد دگمه هایت باز، و سینه هایت قورت داده شده اند؛

می خواهم دراز بکشی می خواهی دراز بکشم

می خواهم دراز بکشی می خواهی دراز بکشم.

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید