خانقاه: “مسافر کوچولو”تقدیم به مهردادِ عزیز از وبلاگِ درده همجنسhttp://tanhaibitosakhte.blogfa.com یا زلزله 8/8 ریشتری در شیلی تا به حال 800 نفر کشته داده فکر می کنید زلزله ای با این مقیاس در تهران چقدر کشته خواهد داد؟+فیلمِ حمله به کویِ دانشگاه واکنش به همراه داشت:رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، روز یکشنیه (28 فوریه) در اولین واکنش رسمی نسبت به فیلم حمله به خوابگاه دانشجویان گفت: “راحت ترین کار در هنر فیلم سازی مونتاژ فیلم است تا خواسته های تولید کننده را تامین کند؛ لذا باید با تامل برخورد کرد به خصوص اینکه راوی بی بی سی است و قابل اعتماد نیست”.میرحسین موسوی کاندیدای معترض انتخابات ریاست جمهوری با اشاره به تصاویر به نمایش در آمده در مورد حمله پلیس به دانشجویان گفت: “فیلمی که اخیرا در مورد حمله به خوابگاه دانشجویان پخش شد نشان می دهد که تا چه اندازه روحیه فرقه گرایی، سبعیت ایجاد می کند”.”عدهای ظلم بزرگی را که پس از انتخابات به مردم و نظام اسلامی شد و هتک آبروی نظام در مقابل ملتها را نادیده میگیرند و مساله کهریزک یا کوی دانشگاه را قضیهی اصلی قلمداد میکنند، اما این یک ظلم آشکار است.”:(آیت الله خامنه ای)
بی اف از دفترِ پمپ بنزین در اومد ،حیاط رو رد کرد ، جلویِ ورودیِ پمپ بنزین ایستاد ،به دورنمایِ خانقاه نگاه کرد،جثۀ کوچیکی رو تشخیص داد ، گرفتاری همیشگی : نبودن نورِ کافی وقتی که نیاز داری دلیلی شد تا جثۀ کوچیک رو خوب تشخیص نده، به سمتِ خانقاه حرکت کرد ، نزدیک شد،دید موجودی با موهایِ زیاد رویِ بدن ،گردنی نازک ،سری بزرگ، قدِ خیلی کوتاه ، چشمانی ورم کرده ، پوستی قرمز، بدونِ لباس، جلویِ درِ خانقاه ایستاده ، به سردرِ خانقاه نگاه می کنه.
بی اف جلویِ حرکتِ پایِ راستش به سمتِ جلو رو گرفت ،نمی خواست مزاحمِ موجود شه .
موجود بی توجه به بی اف همچنان به سردرِ خانقاه نگاه می کرد.
بی اف تصمیمی گرفت،کمی جلوتر رفت ، پشتِ سرِ موجود قرار گرفت ،کفِ دست راستش رو روی سرشانۀ موجود گذاشت ،به حالتی که فوتبالیست ها موقعِ گرفتنِ عکسِ دسته جمعی روی دو پایِ خودشون می نیشینند نشست ، آروم گفت:ببخشید…
موجود به پشتِ سرش نگاهی نکرد ، حرکت کرد ، رفت … بی اف برایِ جلوگیری از افتادن ،دستش رو مثلِ کسایی که می خوان فاتحه ای روی قبری بخونن رویِ زمین گذاشت .تعادلش رو که حفظ کرد، بلند شد ، به دنبالِ موجود رفت ، جلوش پیچید ، گفت:ببخشید می خواستم…
موجود بدونِ اینکه به بی اف نگاه کنه به راه رفتن ادامه داد .
بی اف به سرعت گفت:شما خسته اید … بیاین بالا… تویِ خانقاه.
موجود راهش رو ادامه داد.




