آرشام پارسی: صفحه ی بیستم دفترچه ام
هیچگاه دفترچه های خاطرات انسان ها تمام نمی شوند بلکه بعضی مواقع نانوشته می مانند و یا یک باره در یک جا جمع می شوند. مدتی بود که به سراغ وبلاگم نیامده بودم و زیاد چیزی ننوشتم اما خوب دوستانی که در جاهای دیگر با من در ارتباط هستند می دانند که همواره در دنیای اینترنت حاضر و کوشا بوده ام. مدتی درگیر کالج بودم و بالاخره تمام شد. فعالیت های سازمانی ام هم که خوشبختانه شکل و ساختار مناسبی به خود گرفته است. هیئت مدیران و برنامه های منظم شده و تدوین شده ای که دستور کار می شود و از به هم ریختگی گذشته خارج شده است و جای تشکر است برای همکارانم که خوشبختانه این بار تجربه ی فعالیت های سازمانی دارند و برای فعالیت و کمک به گسترش اهداف فعالیت می کنند و چشمداشت دیگری ندارند.
امورات پناهندگی هم که در چندین ماه گذشته رکود خاصی داشت و باعث شده بود که مکاتبات بیشتری به خود اختصاص دهد تا از این اوضاع بد خارج شود. حدود یک ماه پیش برای بار دوم ملاقاتی با وزیر مهاجرت کانادا داشتم و امیدوارم که برنامه های در دست اقدام هر چه زودتر نتیجه دهد و دوستان پناهجوی ما زودتر از شرایط سخت خودشان خارج شوند.
دو ماه آینده ماه های خیلی شلوغی خواهند بود. در یک کنفرانس جنسیت و حقوق بشر در ایالت آلبرتا کانادا شرکت خواهم کرد و بعد از آن به انگلستان و سپس به ترکیه سفر خواهم کرد. پس از آن در سمیناری با موضوع دگرجنسگونگان و روند تغییر جنسیت و حقوق آنها در ایالت واشنگتن امریکا شرکت خواهم کرد و در این میان مسلما برنامه های دیگری خواهد بود که هم اکنون یا حضور ذهن ندارم و یا هنوز اتفاق نیافتاده اند.
در پایان باید پیشاپیش عید نوروز را به همه شما دوستان تبریک گفته و بهترین ها را برایتان آرزو کنم




