پرش به محتوا

همجنس گرا: پاسخ من به فحاشی های وبلاگ نوشته گاه بر علیه همجنس گرایان ایرانی

2010/04/09
بدست

پسر: انتشار عقاید مختلف روال کاری پسر است و در همین زمینه حق انتشار پاسخ احتمالی نویسنده وبلاگ نوشته گاه به این مطلب را در همین پایگاه برایشان محفوظ می دانیم. 

پیوند به منبع

وبلاگ نوشته گاه اینطور نوشت:

و به جاي اينكه در ثكص پي اصلاح قانون باشند  تنها  به نيازهاي خود فكر مي كنند  به عبارت بهتر فرضا اگر قانون نيز داراي مشكل باشد و ناقص است نقض قانون بايد در جهت اصلاح و يا تغيير  آن صورت گيرد ( در جهت اصلاح لزوما جنبه عملي ندارد بلكه ممكن است نيت و قصد عمل نيز باشد )  در حالي كه با نگاهي گذرا به وبلاگ و يا صحبت با آنان در مورد تجربه هاي متفاوتشان هيچكدام در پي اصلاح چيزي نيستند و تنها براي ارضاي نيازهايشان مي باشند  به عبارت ديگر دچار خودبيني جنسي شده اند و به گونه اي در اين خودبيني جنسي غرق شده اند  كه در آن 11 دقيقه تنها خود ،‌خود و خود را مي بينند .

دلیل اینکه قانون برای ما (همفکران من) اهمیت دارد این است که قانون منافع ما را تامین می کند، برای مثال قوانین رانندگی موجب میشود من بتوانم با حفظ آزادی نسبی و بیشینه در حرکت با کمترین هزینه به مقصد خود برسم، در صورتی که قوانین در کل و در مجموع مطابق بر منافع ما نباشد که هیچ حتی در جهت عکس آن باشد نه تنها من به آن قانون عمل نمی کنم بلکه به صورت فعال با آن مبارزه خواهم کرد، با یک مثال منظور خود را مشخص تر می کنم، فرض کنیم اداره رانندگی کوچه ما را یک طرفه کرده، من برای اینکه به آن سوی کوچه با ماشین بروم پس از این اقدام مجبور خواهم شد مسیر طولانی تری را طی کنم و به ظاهر این بر خلاف منافع من است ولی این همه ماجرا نیست، پس از اینکه من از کوچه بیرون آمدم نظم و قوانینی که در جهت آسوده کردن عبور از خیابان پدید آمده به من کمک می کند تا به مقصد برسم نتیجتا من هم سعی می کنم آن هزینه کوچک را برای برپا نگه داشتن و تقویت این سیستم و رسیدن به منفعت بزرگتر پرداخت کنم و یکطرفه بودن کوچه را پذیرا باشم، حال فرض کنیم از فردا اداره رانندگی بیاید قانون بنویسد که من غیر دیندار حق استفاده از خیابان را ندارم، چنین قانونی در انتها و در مجموع منافع من را تامین نمی کند بنابر این اگر من تا دیروز پیاده عبور می کردم از امروز ماشین می خرم تا فعالانه بر خلاف این قانون نا عادلانه و غیر عقلانی کوشش کنم.

حال بر می گردم به این متن که گفته شده همجنس گرایان در پی اصلاح چیزی نیستند. پیروی نکدن از قانون ظالمانه که بر اساس دین منحط و غیر اخلاقی و غیر انسانی اسلام و توسط یک بچه باز به نام محمد بنیان گذاری شده بزرگترین اصلاح در زندگی است، بسیاری از همجنس گرایان ساختار اجتماعی منحط و فروپاشیده دگرجنس بازان ایران را کنار گذاشته اند و بر اساس اصول اخلاقی که منافع و بهروزی ما را تامین می کنند زندگی می کنند این بزرگترین اصلاح است، اگر منظور از اصلاح این است ما دایه دلسوز تر از مادر شویم و وقت و انرژی خود را مصروف اصلاح امور پیچ در پیچ یک عده دگرجنس باز منحرف و دیوانه که خود نمی دانند چه می خواهند کنیم است من چنین اصلاحی را قبول ندارم، این منافع ما را تامین نمی کند، اگر بر فرض محال همجنس گرایان موفق شوند تاثیر چشم گیری بر تغییر امور دگرجنس بازان داشته باشند این بر علیه ما استفاده خواهد شد و یک عده شروع به رژه رفتن خواهند کرد که ای داد همجنس گرایان جامعه ما را دزدیدند و چنین و چنان کردند و امور به دست همجنس گرایان افتاده، ولی چنین نیست، همجنس گرایان ایران توان اصلاح امور دگرجنس بازان ایرانی را ندارند، ما باید امور خود را اصلاح کنیم و بگذاریم دیگران در تاریکی بمانند و هر کاری دوست دارند به خود بکنند، اینکه ما کاسه داغتر از آش بشویم در جهت منافع ما نیست، این همه کودک خیابانی وجود دارد که حاصل رابطه همین دگرجنس بازان است پس از سی سال پیروی اسلام ناب محمدی این جامعه نتوانست فکری به حال کودکان خود بکند حال ما از راه برسیم و بخواهیم امور را برای آنها اصلاح کنیم؟ به چه دلیل؟

به نظر من کوشش های همجنس گرایان در زمینه فعالیت های اجتماعی فقط باید خود جامعه اقلیت های جنسی را هدف قرار دهد و از سایرین چشم پوشی کند، ما باید جامعه قوانین اخلاق و هنجار های موازی با جامعه دگر جنس گرایان تعریف و ایجاد کنیم و سعی کنیم سفره خود را از آنها جدا کنیم و به فکر بهروزی خود باشیم تا اصلاح امور دیگران، نوشته شده که همجنس گرایان در 11 دقیقه رابطه جنسی دچار خود بینی شده اند، نه خیر پس بفرمایید ما هنگام سکس هم اشک بریزیم و توی سر خود بزنیم که چرا امور دگر جنس بازان اینگونه است، قوانین بر علیه همجنس گرایان نوشته اند و حال ما مجبوریم به آن تن بدیم! کور خوانده اند قوانین را باید پاره کرد و در حلق یاوه گویانی کرد که چنین کثافت کاری هایی را در سطح جهان پخش کرده اند تا خفه بشوند، تعدادشان زیاد است پس بنابر این بر اساس دموکراسی حق دارند توی سر ما بزنند و چون تعداد ما کم است ما باید به فکر اصلاح امور آنها باشیم؟ ، کور خوانده اند تعداد ما کم است ولی اراده ما قوی است تمام اینها را باید کشت این حیوانات آدم نما این کثافت ها را باید کشت چه یک نفر باشند چه هفتاد میلیون نفر، تف بر این اکثریت کند که دیروز در پی ریش خمینی افتاده بود و امروز به دنبال باسن میرحسین موسوی.

بی سوادی تا چه حد؟ چه کسی گفته که دموکراسی و حقوق برابر هم ردیف هستند؟ مگر اسرائیل دموکراتیک نیست؟ آیا عرب تبار های مسلم در آنجا حقوق برابر دارند؟ مگر غزه دموکراتیک نیست ؟ مگر افغانستان دموکراتیک نیست ؟ کجای این دموکراسی ها حقوق برابر وجود دارد، یک عده که تعدادشان بیشتر است و زور و پول دارند(که احتمالا به همین مناسبت می توانند تعداد خود را زیاد کنند) بر اساس رای گیره آمده اند و توی سر دیگران که تعدادشان کمتر است می زنند، جمع کنید این دموکراسی را، این واژه ها امروزه دیگر کسی را مرعوب نمی کند، دموکراسی! تف یر این دموکراسی، همین کشور های دموکرات هستند که امروزه در جهان جنگ آوری می کنند نمونه اش هم آمریکا، جمع کنید این بساط را.

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید