سعید پارسا: آخر دنیا
ترجمه ی ترانه ی زیبایی از مت آلبر، ترانه سرا، آهنگساز و خواننده ی آمریکایی اولین کار ترجمه ی من محسوب می شود و خوشحال می شوم که شما دوستان عزیز لطف کرده و اشکالات را نشانم دهید تا ترجمه ی بعدی بهتر باشد.
I don’t want to ride this roller coaster
I think I want to get off
But they buckled me down
Like it’s the end of the world
If you don’t want to have this conversation
Then you better get out
Cause we’re climbing to our death
At least that’s what they want you to think
Just in case we jump the track
I have a confession to make
It’s something like a cork screw
I don’t wanna fall, I don’t wanna fly
I don’t wanna be dangled over
The edge of a dying romance
But I don’t wanna stop
I don’t wanna lie
I don’t wanna believe it’s over
I just wanna stay with you tonight
I didn’t mean to scream out quite so loudly
When we screeched to a halt
I’m just never prepared
For the end of the ride
Maybe we should get on something simpler
Like a giant balloon
But I’ve got two tickets left, and so do you
Instead of giving them away to some stranger
Let’s make them count, come on
Let’s get back in line again and ride the big one
نمی خوام سوار این ترن هوایی باشم
می خوام پیاده شم
اما انگار بستنم
انگار که آخر دنیا باشه
اگه نمی خوای این مکالمه رو
بهتره بری بیرون
واسه اینکه ما از مرگمون داریم میریم بالا
لااقل اونا می خوان اینطوری فکر کنی
چنگ می زنیم به بندکه یه وقت نیفتیم
باید اعتراف کنم
که این ریل، مثل پیچ سر بطری تنده
نمی خوام سقوط کنم
نمی خوام پراوز کنم
نمی خوام از لبه ی یک مرگ عاشقونه آویزون باشم
اما نمی خوام وایسم
نمی خوام باور کنم که همه چی تمومه
فقط می خوام یه امشب و با تو باشم
منظورم این نبود که جیغ بکشیم
وقتی هر دومون بعد از اون همه فریاد به یک سکون رسیدیم
من فقط هیچ وقت آماده نبودم واسه پایان سواری
شاید بهتره سوار یه چیز ساده تر شیم
مثلن یه بالون بزرگ
اما دو تا من بلیط دارم دو تا تو
بذار بجا اینکه بدیمشون به غریبه ها
بریم دوباره تو صف و اینبار سوار بزرگه شیم




