ناگفته های زندگی من: صدای من …صدای سکوت…
2010/04/20
درد من آن درد است. که از سردی روزگار لب به دندان گزیده در دنیای منجمد و بی گل و سبزه یخ بسته…با شرافت انسانها، لگدی بر دیواره آن بی بهار یخ بسته، زدند و ترک بر اندامش انداختند. و من اما شما اما… بی شرافت …در ترس آن منجمد زمستان…یخ بسته ایم. پوسیده ایم . رنج می کشیم . و یا در توهم بهار، آن انسانهای با شرافت را نکوهیدیم …
هنوز دیدگاهی بیان نشده




