پرش به محتوا

ناگفته های زندگی من: صدای من …صدای سکوت…

2010/04/20
بدست

پیوند به منبع

درد من آن درد است. که از سردی روزگار لب به دندان گزیده در دنیای منجمد و بی گل و سبزه یخ بسته…با شرافت انسانها، لگدی بر دیواره آن بی بهار یخ بسته، زدند و ترک بر اندامش انداختند. و من اما شما اما… بی شرافت …در ترس آن منجمد زمستان…یخ بسته ایم. پوسیده ایم . رنج می کشیم . و یا در توهم بهار، آن انسانهای با شرافت را نکوهیدیم …

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید