پرش به محتوا

نوشته گاه: من ، تو و ديوار هایی بنام عشق و ثكص

2010/04/21
بدست

پیوند به منبع

پريود روحي خاص و احساس افسردگي ، كسالت ،‌نفرت و چيزي شبيه خودكشي .

با نگاهي گذرا به خود و دوستان همجنسگرا  آشكارا  اين پريود زماني را مي توان مشاهده نمود ،‌پريودي كه …

مدتهاست كه گفته خانم دكتر ف در گوشهايم تكرار مي شود  آنگاه كه مي بايست بدون شرم و حياهاي احمقانه و رايج  همه چيز را بيان مي كردم و پاسخ متفاوت  خانم دكتر ( براستي چرا زنان و دختركاني ايراني هيچگاه آرايش صحيح صورت را نمي آموزند ؟ !!!) :

پسر خوبم ، تنها كاري كه ازدستان ما بر مي آيد اينست كه افسردگي و علايم ديگر ناشي از اين تفاوت را با يكسري دارو موقتا رفع كنيم  همين و بس . ولي مهمترين عامل  براي رفع اين افسردگي ها و تفاوت هاي روحي   ملاقات و ديدار درماني همجنسگرايان  مي باشد .  مطمئنا با گفتگو و ديدار با همگرايشهايتان مي توانيد بر بسياري از مسائل و مشكلات كنوني غليه كنيد و …

آري  ملاقات ، ديدار و گفتگو درماني با همگرايشان و  دوستان خود ،‌ امري كه  تدريجا در حال افزايش است هر چند كه  پذيرش موضوع  هنوز  براي  همجنسگرايان  ايراني به طور كامل حاصل نشده است و ديواريهايي  بنام عشق ، ثكص و …  در برابر اين  ملاقات درماني ها ايجاد شده  است  به عبارت ديگر  مانع بزرگ اين ديدار و گفتگو درماني ها متاسفانه   نوع نگاه معيوب ما مي باشد كه مي خواهيم همه چيز را به چشم عاشقانه و ثكصانه!!! بنگريم و اينگونه دوستان را از خود برنجانيم   و خود را در تنهايي هايمان تنهاتر كنيم .

به ياد گفته دوستي مي افتم كه هنگام درخواست براي صحبت با او اينگونه بيان مي داشت : تو كه عشق من نيستي  پس چه لزومي دارد به يكديگر شماره دهيم و صحبت كنيم !!!

آري دوست عزيز شايد من عشق تو  ، هم بستر  ، همخواب تو و هم بوسه تو نباشم  ، اما مي توانم دوستي باشم كه  گريه هاي دوري معشوق را در گوشهايم زمزمه كني ،  مي توان دوستي باشم كه بغض و فريادهايت را پذيرا شوم  و آغوشي گرم و برادرانه براي آن هنگام كه حس نفرت در درونت موج مي زند ،‌مي توانم دوستي باشم  كه براحتي و بدون هيچ هراسي از نيازها و گرايش جنسيت برايم سخن مي گويي و  من نيز به حكم وظيفه  گوشي شوم براي تمامي حرفها ، بغضها و خنده هايت و تمام چيزهايي كه جامعه آن را از ما ربوده است .

ولي متاسفانه به اين دليل كه همه چيز را  مي خواهيم با ديدي عاشقانه و ثكصانه بنگريم دوستان خود را نيز اينگونه مي نگريم و فراموش مي كنيم شايد او عشق و معشوقمان نباشد ولي  مي تواند پناهگاه تنهايي ها و دلتنگي هايمان باشد  مي تواند برادري باشد كه بدون هيچ دغدغه و نگراني با او در مورد همه چيز صحبت مي كنيم ، فرياد مي زنيم و …

شايد عشق و هم خواب هم نباشم ولي مطمئنا مي توانيم دوستاني باشيم كه …

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید