پرش به محتوا

گذر

2010/04/28
بدست

گاهی
گاهی دلم می خواد بر می گشتم به نوجوونی
به جای چس کلاس های مامان و فکر عابروی بابا درس گوهی رو ول می کردم
می رفتم شاگردی یه شغل فنی
یه چیزی یاد می گرفتم که حالا به جای گوه حداقل یه اوستا بهم بگن
موهام رو فر می کردم
سینه رو می دادم جلو
با جمع کردن حقوق یه شی دوزار یه پیکان مدل 60 می خریدم
کلی بهش می رسیدم
اصلا عین این ماشین مدل بالاها! شاسیش رو می خوابوندم
براش بوقای بنزی می ذاشتم و …
صبح هشت در دکون اوستا
تا ظهر عین سگ، دو می زدم
ظهر یه چیزی کوفت می کردم و با چهارتا عین خودم از کس و کون هایی که بهم دوختم می گفتم
و بعد بازم خدمت اوستا تا عصر …
عصر همون در دکون اوستا یه آبی به سر و صورتم می زدم و راهی باشگاه می شدم
تو باشگاهم عین خر زور می زدم
و ساعت نه نشده می زدم بیرون و می رفتم سراغ پیکانم
راش می نداختم و سراغ یه تیکه!، هر چی! که پا بده، چرخی تو خیابون های شهر می زدم
خدا روزی رسونه!، یا می رسوند و یا می رفتم سراغ بروبچ و کمی عرق و کمی خالی و بعد کلی حال! آخر شب می رفتم سراغ خونه و کپه ام رو می ذاشتم تا صبح که دوباره ….
آره
واقعا گاهی دلم می خواد کاش اینجوری بود
به جای یه آدم بی خاصیت و وابسته فعلی که نمی تونه یه حقوق حداقلی واسه خودش داشته باشه حداقل بعد از سگ دو زدن، حالم! سر جاش بود.
به جای دونستن و سخن گفتن از صدها موضوع که هیچ جای زندگیم نقشی نداره و فایده ای نداره فقط می چسبیدم به خودم و شکم وامونده ام و …
هرچی نگاه می کنم هیچی نیستم
به هر دری می زنم باز می خورم به در به دری
بعضی وقتا بدجوری حس بی فایده بودن آزارم می ده
حالا اینم واسه یکی که از نزدیک می شناستم بگم حتما می شینه می گه تو از فلان خانواده ای
شما فلانید و …
خب به درک، وقتی هنوز ندارم خودم پول لباسم رو بدم می خوام فلان و بهمان نباشم
ادب و تربیت می خوام چیکار؟! وقتی هنوز ماه به ماه باید وایسم ببینم چی کف دستم می ذارن و …
گاهی
گاهی بدجوری بغضم می گیره.

یک دیدگاه یکی بگذارید →
  1. 2010/04/28 22:35

    سالم پسر!
    این متأسفانه مشکل ایرانه که اگه از خانوادۀ فلان و بهمان باشی، زشت و عاره که بری سر هر کاری، وگرنه همه جای دنیا آدمها از هر کلاس و خانواده ای که باشن، از اول جوونی روی پای خودشون وامی ایستن و هرجو کاری، حتی پیشخدمتی و ظرفشویی انجام میدن و هیچ عار هم نیست. تازه به نظر من مایۀ افتخار هم هست که طرف داره کار می کنه و خرج خودش رو در میاره. ولی خب دیگه… فرهنگ تخمی ماست، چه میشه کرد و بدون که تو هم تو این حست تنها نیستی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید