پرش به محتوا

ماهان: تهران مرا دوست نداشت

2010/04/29
بدست

رضا: چند ماه دیگه این روزها رو به یاد بیار و تو هیچ تازه واردی رو آزار نده، مسخره نکن، سر کار نذار…!

پیوند به منبع

تهران مرا دوست نداشت و من داشتم زیر باران کیسه وسایل ام را بین دو تا خوابگاه جابجا می کردم و لعنت به کسانی که فکر می کنند چون از من چند ماه زودتر سرباز شده اند حق دارند هر طور که دوست دارند بازی ام بدهند.

فردا صبح اش هوا صاف بود و من شب قبل موفق شده بودم یک تختِ ناقابل در این شهر شلوغ برای خودم دست و پا کنم و صبح زود، رفتیم لویزان و کوه را راست راست رفتیم بالا و آن بالا چه سوز سردی می آمد و تهران با تمام گستردگی اش، با تمام بدقواره گی اش، با تمام زشتی اش با آن آلت تناسلیِ خر – برج میلاد -، مثل گونی پر از گهی که ترکیده و ذره های کثافت اش تا کیلومترها اطراف پراکنده شده اند، پیدا بود. افق سیاه بود و داشتم فکر می کردم چند ساعت باد و بارانِ دوباره لازم بود تا این آلودگی ها را به شکل فسفرو اسید و کربنیک اسید در بیاورد و خالی کند روی مردم بدبخت این شهر، روی ما….

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید