پرش به محتوا

هویت درون: خوشحالم که گی هستم

2010/05/17
بدست

رضا: شایان جان متشکرم، منم اینجا توی خونه بستمش به بازوم، و برای بیرون رفتن به مچم، نیم متر خریده بودم، برای همین وقتی بستمش به مچم ناچار دو دور پیچیدمش، عصر هم نیمی از شهر رو باهاش گشت زدم، حال قشنگی بود، خودم که خیلی حال کردم.

پیوند به منیع

می‌گفت یک‌ونیم سانتی ندارم٬ دو سانتیش هست. همونی که تو ویترینه. نگاه کردم دیدم سه سانتیه اما دیگه فرصتی نبود. ساعت ۸شب روز تعطیل تازه بعد چند روز بیرون درومده بودم. از همون جا یک متر خریدم و ازش خواستم به اندازه مچم از ربان جدا کنه. توی مسیر بستمش به مچم و متوجه نگاه مردم به خودم شدم. دست راستم خالی بود و برای اینکه کمتر جلب توجه کنه بستمش به دست چپم تا ساعت نگاه های متعجب رو کم کنه. 

با غرور را می‌رفتم. هیچ کدوم از این مردم استریت رو حساب نمی‌کردم. اما استرس هم داشتم. نکنه یکی از آشنا ها ببینه و بعد بره سرچ کنه روبان صورتی و ماجرا رو بفهمه! از کنار مغازه ها و خیابون‌های اصلی شهر می‌گذشتم. از کنار ایستگاه صلواتی شربت و شیرینی به مناسبت شهادت بانوشون می‌گذشتم و با غرور سرم رو بالا می‌گرفتم. 

درسته که ما همجنسگراها حق انتخاب در گرایش جنسی‌مون نداشتیم و نداریم٬ اما من اگه دوباره هم متولد بشم و قرار به انتخاب داشته باشم٬ حتما همجنسگرایی رو انتخاب می‌کنم.

یکی از آشنا ها دید٬ خیلی هم تعجب کرده بود اما من روم رو به دیوار در حال ساخت کنارم انداختم تا به‌هم سلام ندیم. خلاصه اینکه من هوموسکسوال تو قزوین بستم و توهم تو شهرت بستی! ما همه داداشی‌های هم‌حس هستم و باید هوای هم رو داشته باشیم. از وبلاگ پسر هم بخاطر این طرح قشنگش تشکر می‌کنم.

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید