EraZer Head: افاضاتی چند در باب هموفوبیا و دفاع بد
1. هموفوبیا دکترین نفرت است، از چیزهایی ناآشنا و متفاوت، که نمی شناسیم و نمی دانیم. هموفوبیا دردناک و فاجعه آمیز است. چیزی مانند جنوساید است که تا قرن ها و نسل ها بعد سایه اش را روی انسان ها می اندازد و زندگی را برای همه زهرمار می کند: هم قربانی و هم قربانی کننده. مقصود نهایی هموفوبیا، مانند هر عقیده دیگری که ریشه در تعصب داشته باشد، چه قومی و نژادی و چه اعتقادی، پاکسازی است. پاکسازی از آنچه که طبق معیارهای خود غلط، ناهنجار، و نادرست می دانیم. ممکن است این هدف برای خیلی از کسانی که خود را اخلاق گرا یا بنیادگرا می دانند متعالی به نظر برسد. با این حال فراموش نکنید که هموفوبیا با چه سلاحی حمله می کند. سلاح هموفوبیا نفرت پراکنی است نه اصول اخلاقی. حتی اگر هدف غایی هموفوبیا محقق شود و همه ی همجـنـسگرایان و دگـرباشان جنسی هم از صحنه روزگار محو شوند و از این به بعد نیز به طرزی معجزه آسا از شکم مادران هیچ همجنــسگرایی زاییده نشود، باز این نفرت، نفرت از همجنسگرا، نفرت از ناشناخته، نفرت از ناهنجار، و در یک کلام نفرت، باقی می ماند.
و جامعه ای که از نفرت تغذیه می کند و نفرت درس می دهد و نفرت در غذای کودکانش می ریزد، جامعه ای مریض و محتاج خون است که جزمیت کورش می کند و دیر یا زود فاتحه اش خوانده است.
پس با هموفوبیا مبارزه کنید، نه برای اینکه عاشق چشم و ابروی مایید، که می دانیم نیستید. بلکه برای حفظ جامعه از نفرت، نا بردباری، جهل و تشنگی به خون.
2. نیت صدای امریکا خیر بوده. شکی نیست. اما برنامه صدای امریکا به مناسبت روز جهانی هموفوبیا مصداق همان جمله ای است که می گوید «دفاع بد از حمله ی مستقیم هم خطرناک تر است».
متاسفانه صدای امریکا در نظر نگرفته است که قریب به اکثر ایرانیان و در نتیجه مخاطبان برنامه اش با هموفوبیایی درونی رشد کرده و تطبیق یافته اند و برای به چالش کشیدن این دکترین نفرت در آنان باید از راه های هوشمندانه تری وارد شد. برنامه با تصاویری از یک جوان همجـنـسگرا با قدرت بیان ضعیف شروع می شود و همین استارت نامناسب برای عوض کردن کانال و غرولندهای آمیخته به ریشخند کافی است. ادامه ی برنامه چرخش دست به دست شلخته و در همی از صحبت های این دکتر و آن کارگردان است که گاهی حتی به مرز خمیازه کشیدن می رسد. من که همـجنـسگرا هستم به زور و زحمت تا پایان برنامه دوام آوردم چه برسد به ایرانی معمولی طبقه متوسط!
صدای امریکا و خانم حمیده آرمیده اگر واقعاً می خواستند مثمر ثمر واقع شوند و از شدت هموفوبیا در جامعه بکاهند می بایست برنامه خود را بر اساس نیازهای مخاطبان اصلی برنامه تنظیم کنند و مخاطب اصلی این برنامه کسی نبود جز بیننده ی هموفوب. چه، منِ همجـنـسگرا و فلانی طرفدار حقوق دگـرباشان جنـسی خود به سیر تا پیاز گرایشات جـنـسی و نیاز به حقوق برابر واقفیم و نیازی به صدای امریکا برای اطلاع رسانی در این زمینه نداریم.
صدای امریکا می بایست بیننده هموفوب و ساختارهای قفل شده ی فکری اش را نشانه می رفت. یعنی ابتدا تعریفی حدودی و علمی از همـجنـسگرایی و دگرباشی جنـسی ارائه می دادند تا مشخص شود اصلاً بحث بر سر چیست. اما در ابتدای برنامه توضیح کوتاهی در باب هموفوبیا داده شده و سپس به صحبت های جوان همـجـنسگرای ایرانی پاس داده می شود. قدم دوم می بایست پرداختن به مستندات علمی زمینه ی گرایشات جـنـسی باشد. منظور از مستندات علمی، مستنداتی است که به سوالاتی که دغدغه های اصلی مخالفان دگرباشان جنـسی محسوب می شود پاسخ بدهد. این سوالات به ترتیب اهمیت (و پاسخی که بیننده ی هموفوب در ذهن دارد داخل پرانتز) عبارتند از: آیا همجنسگرایی انتخابی یا اختیاری است؟ (بله) آیا همجنسگرایی تغییر پذیر و درمان شدنی است؟ (بله) آیا همجنسگرایی بیماری است؟ (بله) آیا همجنـسـگرایی همان بچه بازی یا پدوفیلی است؟ (بله) آیا همجـنـسگرایی به رواج بی اخلاقی در جامعه می انجامد؟ (بله) آیا همجـنـسگرایی پدیده ای غیر تاریخی و جدید است که از دامن مدرنیته/صهیونیسم/لیبرالیسم/کمونیسم و هر ایسم دیگری به قرن بیستم سقوط کرده؟ (بله) رابطه ی دین و همـجنـسگرایی چیست؟ (تضاد و تحریم)
صدای امریکا این سوالات را یا بالکل ندیده می گیرد یا آن قدر پرداختن به آن ها را به تاخیر می اندازد که مخاطب تمایلش را به دنبال کردن برنامه از دست می دهد. فی المثل نظرات دکتر نراقی می بایست در ابتدا یا لااقل اواسط برنامه گنجانده می شد و نه اختتامیه. آن هم به شرطی که دکتر نراقی رنگ و لعاب الفاظ سنگین و جملات طویل را کمتر می کرد و با زبان ساده تری صحبت می کرد، چون اکثر بینندگان توانایی هضم جملات بالای بیست کلمه ای را ندارند (و حق هم دارند).
در کل این برنامه مانند شترمرغی با اعتماد به نفس بالا به قصد پرواز پرید و با دماغ (یا منقار) به سختی زمین خورد. به شخصه بازخورد مثبتی از این برنامه بین هیچ کدام از اطرافیان و آشنایان ندیدم و اگر می دیدم جای تعجب داشت. امید است تا سال بعد صدای امریکا و خانم حمیده آرمیده متوجه شوند که این برنامه را باید برای چه مخاطبانی بسازند.




