همزاد: آینده مخدوش است
.
.
.
آینده زمانی نیست که بعدا برسد، چیزی است که در فاصلهی زنگ خوردن ِ تلفن تا برداشتن ِ گوشی در آدم اتفاق میافتد. آینده آن بخشی از ابتدای یک دوستی است که شبیه است به مدت زمانی که از خریدِ لباس تا رسیدن به خانه و جلو ِ آینه پوشیدناش طی میشود. آینده یعنی خردهنانهای جمعنشدهی میز ِ صبحانه. آینده لذتِ نگاه کردن به کفش است، در حالی که به سمتاش میروی که بپوشی و بروی سر ِ قرار ِ اول با کسی. آینده شیر ِ آبی است که باز مانده. آینده نگاهی است که در مهمانی به وجنات و سکناتِ پسری میکنی که دارد کسی را که دوستاش داری میخنداند. آینده شبیهِ همهی پسرهایی است که خیالپردازیهایام از تنشان هنوز با واقعیت تطبیق داده نشده.
آینده منام که خودم را هی موکول میکنم و به تعویق میاندازم.
آینده قیمت کردن ِ انگور است، به نیتِ شراب.




