پرش به محتوا

نوشته گاه: و باز هم دین

2010/05/19
بدست

پیوند به منبع

دين   واژه اي كه تمامي اين سالها هيچگاه مرا رها نمي كرد چه آن زمان كه در سن 9 سالگي  و از روي اجبار نماز را شروع كردم ، چه آن زمان كه در 18 سالگي به انكار همه چيز پرداختم و همه چيز را به باد توهين گرفتم (توهين به اديان را نماد روشنفكري مي دانستم !!! )  و كتابهاي آقايان برايم نماد و عنصر روشنفكري بود چه خيال باطلي ، ‌روشنفكري آن هم با  توهين به اديان ديگر !!! 

و در سالهاي بعد نيز كه با اختيار خود اسلام را برگزيدم  دين همواره  حضوري پر رنگ داشت و در همه جا نمايان مي شد  حتي در كامنتهاي وبلاگم ؛ و امروز نيز كه هدر وبلاگم در عزاي فاطمه سياه مي شود و جمله اي در بالاي وبلاگم حك مي شود بار ديگر واژه دين از سوي دوستان مطرح مي شود و باز هم همان سوال هميشگي : اسلام و همجنسگرايي .

  اينكه چرا و به چه دليل اسلام را برگزيدم شايد بتوانم به جرات بزرگترين دليل را همجنسگرا بودن خود بخوانم  و اينكه به دنبال آرامشي بودم و اين آرامش تا حدودي  در اسلام آشكار گرديد ، در برابر تمامي مشكلات و ظلم هاي جامعه بر اين اقليت براي آرامش و اميد به زندگي  به دنبال راهي بودم كه تنها راه را اسلام يافتم و به آن روي آوردم  و شايد اگر فردي متفاوت با گرايش امروز بودم دين و آئين ديگر برمي گزيدم و راه و روش ديگر در برابرم هویدا می شد

و حال اينكه لطف دوستان  با عناويني  همچون خرافاتي ،  ،‌قديمي ، قرون وسطايي و … نصيب اين بنده حقير شده است چه بگويم  كه  اينگونه ام و اينگونه بودن خود را دوست مي دارم حال هر گونه كه مي خواهند مرا مورد خطاب قرار دهند و الطافشان را نصيبم نمايند .

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید