اردی بهشت: برای دوستی که متاسف شد … من هم متاسفم دوست عزیز ، متاسف برای ایران و ایرانی و فرهنگ ناپدید شده مان
من سنگ بلاهت پدرانم را چنان بر دوش می کشم
که گویی همه ی سنگ های فروریخته بر قوم ثمود را به من ارزانی داشته اند
مرا از قوم لوط می دانند
قومی مغضوب و مطرود از گناه
راهزنی و تجاوز ؛ خدایشان به خشم آورد
اما من نه دزدم و نه راهزن
و نه حتی تجاوز گری
و نه خدایی شمشیر به دست دارم
من فقط پسری هستم از نسل رسول پیشین
از نسل هماوران فردا
از نسل آدمیان
نه بیشتر و نه کمتر
اما چنان مستوجب حمل سنگ های ایشانم که گویی
قوم عاد و ثمود و لوط را در
برابرم پشت خم شده است
…
پ.ن
دوستی در یکی از نظراتش از اینکه متوجه شده من همجنسگرا هستم احساس تاسف کرده …
من هم متاسفم برای اینکه ضعفم نگذاشته همه را آگاه کنم، که بدانیم و بدانید
و با تمام وجود به ماهیت خودم افتخار می کنم .





لذت بردم از نوشته ی بالا تمام این احساس ها بر من هم سنگینی می کنه طالب دوستی با ایشونم با من تماس بگیرند تا از طریق ایمیل و یاهو وبکم بیشتر آشنا بشیم