duello: برادر خاطرت هست ؟
دیوار سوخته شهر را که شاهد ستم به حریم فرزندان شهرش بوده است ؟ آسمان شهر را که شاهد روزگار ی بوده که چگونه مردمش بیش از ابران آسمانش می گریسته ؟ صدای ناله کودکان تنهایی را که بدنبال مادر می دویدند ؟ زجه هاي دختر معصومی که پدر و برادرش را به کمک فرا می خوانده ؟ زمان پیدا شدن سرو کلهٔ بچههای خوب آبادان و خرمشهر تو مدارس تهران را يادت هست ؟ زمان آبی کردن چراغ جلوی ماشینها . چسبهای ضربدری رو شیشهٔ پنجره ها . آژیر زرد و قرمز و سفید . شايد بسياري از دوستان من بعد از جنگ متولد شده باشند و يادشان نباشد . من هم كودكي بيش نبودم اما يادم نميرود كه در همسايگي ما در محله گيشا يك جشن تولد با كلي كودك چگونه بمباران شد و همه كشته شدند ، خاطرت هست ؟
نميخواهم جنگ را به يادت بياورم . نميخواهم خاطرات تلخ آن دوران را برايت تازه كنم . همه را گفتم كه اين را بگويم . مطمئن باش بسياري از برادران و خواهران رنگين كماني تو در جنگ جانشان را نثار اين خاك كرده اند . شك نكن در بين شهدايي كه براي حفظ كشورت . تاکید میکنم کشورت . جان دادند هم حسان تو هم بودند . مطمئنا" اين خاك همانطوري كه مديون همه اقشار با هر طرز فكري است با همان اندازه هم مديون هم – جنس – گرايان است .
برادر خاطرت بود ؟
پیوست : به دوستان نازنینی که به من لطف دارند و تماس میگیرند از طریق موبایل باید عرض کنم که من حدود سه روز است که به شهر شیراز آمده ام و متاسفانه شارژر گوشی ام را به همراه نیاورده ام و در حال حاضر نمیتوانم جوابگوی دوستان بهتر از جانم باشم . مطمئن هستم که مرا به بزرگواری شان عفو خواهند کرد .




