طعم زندگی: یه پرنده داشتم.. وقتی بزرگ شد پرواز کردنو من یادش دادم… باورت میشه یه پرنده از یه آدم پرواز رو یاد بگیره؟
همه آدما شبیه کرم ابریشم ان. تو یه پیله هستن که باید پاره اش کنن و بیان بیرون تا بتونن پرواز کنن.
برای بعضی ها این پیله به شکل تفکرات ه.. باید از پیله ذهنشون بیان بیرون.
برای بعضی ها هم یه شکل دیگه…… برای من این پیله یه پیله فیزیکی ه.. از پوست و گوشت.. ولی نه ظریف که بشه با چنگ و دندون پارش کرد. تیغ میخواد!.. تیغهای تیز..
پیله بالهام رو بسته.. انگار که بالهام به تنم چسبیده… میخواد ازم جداشون کنه که باز بشن… که راحت پرواز کنم.
تو خودت تو پیله پیچ خوردی.. بالهات بسته است.. تو شاید نیازت به تیغ نباشه.. ولی یه چیز دیگه چرا.. مثل حرف زدن.. مثل بیرون اومدن از نقش بازی کردن.. نقشهای دروغ. پس میفهمی.
هم راه من درد داره هم راه تو…. ولی پرواز به هر دردی می ارزه.
پس بهش گفتم باشه!
…………………………….
پرنده کوچولوم وقتی می افتاد تو هوا میگرفتمش…. ولی چند بار هم افتاد زمین… ولی بازم تا بال میزد میرفت رو بلندترین نقطه خونه!




