پرش به محتوا

همجنس گرا: خدا خسته شد

2010/06/13
بدست

پیوند به منبع

یک مطلب بسیار جالب در وبلاگ تزاد دیدم که حیفم آمد پست نکنم :

خدا خسته شد

و خدا یک ساعت و چهل و پنج دقیقه حرف زد که من را بپرستید، من را بپرستید، من را بپرستید و آخر گفت:

“البته من سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهم مگر این که خودشان سرنوشت خودشان را تغییر دهند. سوالی دارید بپرسید جواب بدهم.”

از میان قوم فضولی دستش را بلند کرد و گفت “ما که خودمان این را از قبل می دانستیم. پس تو چه به ما می دهی به جای این همه سرویسی که ما قرار است به تو بدهیم؟”

خدا کمی فکر کرد. همهمه در بین قوم پیچید. خدا عصبانی شد و با صاعقه ای همه ی آن قوم را نابود کرد.

جبرئیل گفت:

“بارالاها خودتان را اصلا ناراحت نکنید. چیزی که زیاد است قوم!”

و خدا با عصبانیت گفت:

“بنویس کونی بودند!”

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید