حکومت حماقت
22 خرداد تهران،
مردمی را دیدم که بغض داشتند،
این را از نگاه ها و دست پشت دست زدن هایی که از کنار لشکریان لباس شخصی و سپاهی و … می گذشتند می شد خواند،
جایی درگیری ندیدم،
حکومت اسلامی تمام قد لشکر کشی کرده بود،
سر هر چهار راه و دور هر میدانی می شد ده ها نیروی حکومتی را دید،
جاهایی دیدم که متر به متر نیرو چیده بودند،
لبخند های تلخ ملت،
سیلی بود بر حماقت حکومتی که در عین انکار نارضایتی ها تا بیخ استخوان ترسدیدنش را جار می زد،
22 خرداد 89 ،
می شد در سراسر شهر ترس حکومت را دید،
و یادآوری کرد بر ملتی که شاید در قدرتشان گاهی شک می کنند که چنین لشکرکشی فقط از ترس نیرویی عظیم بود و البته حماقت حکومت که با وجود اینکه اینبار کسی میانه دار نبود کمک کرد بر اینکه دوباره قدرتمان را باور کنیم و حتی با سکوت و گذر! هم قدرتمان را به صورتشان بزنیم.




