پرش به محتوا

کوتاه

2010/06/16
بدست

جای شلوغی نبود
اما تنه خورد،
غریبه ی عابر، هنگام برخورد، عطر تن همسرش رو می داد
به عقب نگاه نکرد!

2 دیدگاه یکی بگذارید →
  1. 2010/06/17 07:34

    سلام،
    ما همه آزاديم كه عشق بورزيم،
    بدون مرز…

  2. 2010/06/18 01:04

    گریزی نیست عزیزم
    شاید
    که این درهم بویندگی
    یک روال هزاران ساله باشه
    و
    خیلی این متن زیبا بود
    جدا از هایپر می نی مالیست بودنش
    اینکه توی یه جای خلوت تنه بخوری،برای من آشنایی زدایی از خلوت بودن رو به همراه داشت
    یعنی من این دو خط اول رو شاه بیت این متن می دونم چون آشنایی زدایی کرد از خلوت بودن
    بوسس

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید