آره ه ه ه ه . . . داره حل می شه…: امید تنها چیزی که آدمارو به هدفشون می رسونه
رضا: نمردیم و یه مطلب با امید خوندیم
سلام. چن روزي بود كه با بچه ها رفته بوديم اردو. البته بدون اجازه دانشگاه و بدون نامه. واسه همين تو كل مسير استرس داشتيم كه يه وقت نگيرنمون. خيلي خوش گذشت بهم . خيلي زياد. اين اولين اردو بعد از شروع زندگيم بود. حالم خيلي خوب بود. اصلا مثل اردوهاي قبل از عملم نبودم. شاد بودم. ديگه ناراحت نبودم از اين كه كسي اسممو صدا كنه. چون همه صدام مي كردن ياشار. ديگه حرف زدن اذيتم نمي كرد. ديگه عكس گرفتن ناراحتم نمي كرد. كلي عكس گرفتم. زياااااااااااد. فكر كنم كل عكسايي كه تاحالا تمايلي به گرفتنشون نداشتمو تو همون چن روز گرفتم. چون لذت مي برم از ديدن خودم. چون ديگه شرم نمي كنم از لباسام. تا چن ماه پيش فكر مي كردم هيچ چيزي نمي تونه خوشحالم كنه ولي اين چن روز فهميدم كه نه من هنوز زندمو خيلي چيزا هست كه تجربهش نكردم. خيلي جاها هست كه نديدم.
هنوز قصد مردن ندارم. مثل كنه چسبيدم به اين زندگي.
فعلا




