خاطرات عشق ممنوع: در ترکیه
آغازی دوباره ،فرسنگ ها دور از خانه.
امیر و حسین تصمیم گرفتند زندگی تازه ای را تجربه کنند.و مثل گذشته این تجربه را با دوستان خویش قسمت.مخصوصا برای دوستانی که قصد ترک دیار را دارند.
همه میدونن که ماها(رنگین کمانی ها) در ایران با مشکلات عدیده ای روبرو هستیم.که برای بعضی به مراتب حادتر است و کمتر قابل تحمل.ما البته در زمره ی این دوستانیم.
پیشنهاد ما اینست که شمایی که همین حس رو داری دست به دامان دیار کفر شده و از این حکومت جور و ایمان ! بیزاری جویید.ناگفته پیداست اینجا کسی را به دستور پخت حلوا آشنایی ای نیست.اگه به این نیت قصد کوچ دارید همان به که این همه راه رو بر خودتون هموار نکنید!
بهتره که در این مورد از راه بلدان این برهه بهره جسته تا با دلی آسوده و قلبی آرام به جهان اول پای گذارید.
اما مطلبی که عنوانش نبایست فراموش شود تشکر از دوستی است که ما را در آزمونی که هفته گذشته داشتیم یاری کرد.چیزی که باعث تعجب و در عین حال خوشحالی مان گشت این بود که ایشان خواننده ی وبلاگمان بوده.
متاسفانه منتظر یک برچسب(لیبل) فارسی برای صفحه کلید هستیم و هم اکنون قادربه کتابت متون طویل و عریض نمی باشیم.باشد که زین پس خدا رو جدا ننویسم.و کمال را گمال نه انگاریم.




