نقدی بر دگرباشان ایرانی و نشریات آنها
پسر: این مطلب به میل آدرس پسر ارسال گردیده و در راستای انتشار عقاید مختلف اینجا منتشر می گردد، گفتنی است پسر حق پاسخگویی سازمان ها و نشریاتی که در این نامه از آنها نام برده شده را محفوظ می داند و در صورتی که پاسخی دست ما برسد حتما در اینجا منتشر خواهد شد.
دگرباشان ایرانی چندی است به برکت اینترنت و فضای مجازی به تکاپو افتاده اند و در جستجوی شناساندن خود به جامعه ایرانی و ایجاد هویتی واحد به عنوان اقلیتی جنسی هستند. در این راه از امکانات فضای سایبری استفاده کرده اند و نهایت سعی خود را داشته اند تا بلکه در میانه تهمتها و بی مهری های متداول صدایی به گوش آگاهان برسانند. در این میان نشریات اینترنتی متعددی نیز منتشر شده اند که هر کدام به نوبه خود لازم و ضروری بوده اند اما کاستی های موجود در این نشریات بسیار چشمگیر است. بخشی از این کمبودها به محدودیتهای کادر تحریریه این نشریات باز می گردد و بخشی دیگر آن به خود دگرباشان.
به نشریات اولیه دگرباشان" ماها و دلکده" به سبب اولین بودن نمی توان خرده گرفت چه اساساً همان خصلت اولین و آغازگر بودن آنها مزیتیست که توجیه کننده معایب آنها است. آغازگرها همیشه کمبودها و ناشی گری های بسیاری دارند که برآمده از ابتدایی بودن آنهاست اما نشریات جدیدتر دگرباشان همانند چراغ و ندا بی شک از کاستی هایی اساسی رنج می برند که اگر در جهت رفع آن برنیایند در دراز مدت با شکست مواجه می شوند. این کمبودها و کاستی ها چیست:
-
ضمن اینکه نفس وجود این نشریات را بسیار مفید فایده و سودمند می دانم اما من به عنوان فردی از اقلیت دگرباش هیچگاه درک نکردم هدف از انتشار مجلاتی مانند چراغ یا ندا چیست؟ آیا هدف ایجاد فضاییست برای دگرباشان تا در هرآنچه که می خواهند نظیر: شعر، مشاوره جنسی، اخبار سیاسی و…. را در آن بیابند یا هدف ایجاد کشکولی از مطالب بی ربط به دگرباشی است که تنها نام دگرباشان را به یدک می کشد و یا اینکه هدف کمک به دگرباش ایرانی جهت شناخت بهتر خود است. در این نشریات به نوعی از شیر مرغ تا جان آدمیزاد یافت می شود، اما دریغ از یک مطلب که به دگرباش ایرانی کمک کند تا خود را بشناسد و قدر و اهمیت خودش را در این مرز پر گزند درک کند و از لاک خود بیرون بیاید. گاهی اوقات سرتاسر مجله را بالا و پایین می کنی بدون آنکه مطلبی سود مند. تکرار این نکته ضروریست که نفس وجود این نشریات بسیار ارزشمند است ولی هدف خاصی را دنبال نمی کنند. برای مثال در دو شماره پیاپی نشریه ندا مطلبی راجع به مشکلات فرزندان والدین همجنسگرا آمده است که هیچ کمکی به من همجنسگرای ایرانی ساکن تهران نمی کند. طرح چنین مباحثی پریدن از پله اول به پله آخر است. برادریمان را ثابت کنیم ادعای ارث پیشکش! مشکل اصلی و اولیه من( ما دگرباشان) در ایران نه حق ازدواج و نه حق داشتن فرزند است. مشکل ما عدم آگاهی و نداشتن توانایی درک نه تنها اطرافیانمان بلکه خودمان از مقوله دگرباشیست.
-
نشریاتی مانند چراغ (که هیچوقت دلیل تغییر نامش به ندا را نفهمیدیم) و ندا وظیفه ای بسیار مهمتر از پرداختن به مقولاتی مانند چگونگی anal sex و یا داستانهای جنسی( که گاه در حد ابتذال سطحشان پایین است) دارند که چنین اطلاعاتی را به راحتی می توان با یک کلیک و نهایتاً فیلتر شکن در اینترنت یافت. وظیفه اصلی این نشریات آگاه کردن دگرباشان از احوالات درونی خودشان است. دادن اطلاعات در مورد اینکه من کیستم و چرا دگر باشم. در پیرامون من چه می گذرد و اساساً چگونه می توان خودم را به اطرافیانم بشناسانم و حق من در این روزگار به عنوان انسان چیست.
-
خوانندگان شما می توانند از هر قشری باشند از کارگر و دانش آموز و دانشجو گرفته تا استاد دانشگاه و مدرس حوزه، پس برای برطرف کردن نیاز این جماعت وسیع بهتراست راه بهتری بیاندیشیم. راهی که در عین راضی نگهداشتن کارگر دگرباش، نیاز استاد دانشگاه دگرباش را نیز تامین کند.
-
این نشریات می توانند با داشتن ارتباط با سایر منابع به دگرباشان ایرانی کمک کنند تا با خودشان بیشتر آشنا شوند. مثالی می آورم رادیو زمانه بخشی راه انداخته تحت عنوان "دگرباش" که تقرباً هر هفته مباحث جدی را در باب مقوله دگرباشی مطرح می کند. دو سال پیش اکبر گنجی و آرش نراقی بحثی را در این رادیو به راه انداختند در باب ضرورت موضع گیری روشنفکری دینی در قبال مساله همجنسگرایی مباحثی پخته و عمیق که می توانست برای جامعه دگرباش بسیار مفید باشد ولی دریغ از یک اشاره به اینگونه مباحث در نشریات دگرباش.
-
این نشریات می توانند به عنوان رسانه سازمان دگرباشان ایرانی مطرح شوند اما نه با این سبک و سیاق، ما به عنوان دگرباشان ایران زمین نمی دانیم در آن سازمان چه می گذرد، چه اهدافی را پیگیری می کنند و خدماتشان به دگرباشان چیست. (شاید این توقع کمی زیاد باشد ولی عنوان "سازمان دگرباشان ایرانی" عنوانی دهن پر کن است که خواه نا خواه توقعاتی را به بار می آورد.)
-
تبلیغی از سازمان دگرباشان یا مجله های آنها در اینترنت دیده نمی شود. شما می توانید در این راه از سایتهای پر خواننده مانند گویا ، ایرانیان و … که دیده منطقی به مقوله دگرباشی دارند، استفاده کنید تا مخاطبان خود را بالا ببرید.
-
سخنی با دگرباشان ایرانی: "دگر" بودن نه فقط در ایران بلکه در سایر نقاط دنیا نیز مشکل است و اگر در آنجا دگرباشان می توانند نفسی بکشند نه به واسطه فرهنگ و آگاهی مردمان که به خاطر قوانین حق شهروندی در آنجاست. هموفوبیا هنوز در همه جا یافت می شود. دگرباشان ایرانی باید بدانند برای رسیدن به شرایط بهتر حتماً لازم نیست آفتابی شوند (come out) بلکه می توانند با کمک کردن به همین نشریات اینترنتی و در همین فضای مجازی( که اگر نگوییم مخاطبان زیادی دارد مخاطبان کمی هم ندارد) به بالا رفتن سطح آگاهی مردم کمک کنند بدون اینکه شناسایی شوند. تنبلی و نق زدن کار راحتیست، واقع بین باشیم، آرزوی به رسمیت شناخته شدن در حکومت مذهبی ایران وایرانیان مذهبی ( حتی اگر حکومتی سکولار هم بر سر کار بیاید) آرزویست بس طول دراز که به عمر ما کفاف نمی دهد، اما می توان کمک کرد تا فضایی ایجاد شود که حداقل وجودمان انکار نشود و اطرافیانمان از علت دگرباشیمان آگاه شوند. سویه جنسی مان باعث سرافکندگی نباشد و نفس کشیدن را برای آیندگان راحت تر کنیم.




