نقطه چين ها . . : MJ-From Karche to Rheine-117
سال گذشته همين روزها بود که برای فرار و شاید وصال به احساس های فراموش شده ام در سرزمین خاکستری پدری جان دادم تا شاید در سرزمین سبز مادری دوباره متولد بشوم!..من با رویاهای شیرین به آسمان ها رفتم..اما با کابوس های تلخ بر زمین ها افتادم!..بین آن همه رنگ و سرما..بین آن همه چراغ و نگاه..همه چیز غریب بود!..من دلم را جا گذاشته بودم!..بين آن همه اسباب بازی و خانه..بين آن همه درخت و رودخانه..همه چیز عجیب بود!..من کودکی ام را جا گذاشته بودم!..چشم های خیسم را بستم و به دل بازگشتم..تا شاید دوباره به زندگی برگردم!..همانجا که احساسم فراموش شده بود تا دوباره بدستش بیاورم!..و اما امروز اگر آن روزها به مرگ رسیدم با روییدن عشقی سبز در دلم دوباره متولد شدم!..و اينبار اگر خواستم بروم و آینده را بسازم تنها نخواهم رفت..همانطور که در آغوشت گفتم با تو میروم کیا جانم..!
پ.ن:عکسی که بر فراز همان آسمان ها گرفتم…
دهه 80 بود..درست زمانی که مایکل در اوج بود و کوچیک و بزرگ موسیقیشو گوش میدادن و خبراشو دنبال میکردن..یادمه مامانم از صفحه موسیقی تا کاست و پوسترهاشو جمع میکرد و آهنگاشو با کلی ذوق میخوند و گاهی میرقصید..منم از همون موقع با مایکل آشنا شدم و یه جورایی باهاش بزرگ شدم..یک سال از رفتن مایکل گذشت..شخصیت کودکانه ای که از دوران کودکیم تا به امروز برام سنبل عشق و شهرت بود..و همیشه موزیک ویدئوهاش و ترانه هاش بهم انرژی میداد و قدیمی نمیشد..هر چند اواخر عمرش خیلی سعی کردن تا از صحنه خارجش کنن و یه جورایی به کام مرگ هم بردنش..اما بنظرم اینها هیچ وقت باعث نشد تا ذره ای از علاقه من بهش کم بشه!..یادمه اون شب که تو سایت ها شنیدم مایکل بستری شده بدوبدو سی ان ان رو گرفتم و تا صبح فقط گریه کردم!..باور نمیکردم پایان یه ستاره محبوب به این زودی ها باشه!..مخصوصا وقتی بعدش بیشتر درمورد زندگیش تحقیق کردم و فهمیدم مایکل واقعا اسطوره عشق و زندگی همه ما آدما بود…مایکل دوستت داریم….
یوسف




