trust: برای در دل گریه کردن
مادر باید
تو را از کمر ِ خشم و یا احیانن عشق بگیرد
و ’ نه ماه در گرمابه خوب بپزد
هر کسی که مادر نمی شود! اما هر زن ِ ورم کرده ای مادر می شود و می ماند
تو حتی حق نداری تا فرو نکرده ای و هفت جد ِ ندیده ات را در گرمابه ای فرو نکرده ای و نه ماه فکر نام و نان نبوده ای و در مقابل چشمها سینه سپر نکرده ای و رژه نداده ای، پدر بشوی؛ چه برسد که به سالاد ِ هزار ’سس ِ مادر ناخنک بزنی و نگران باشی!تو در محترمانه ترین حالتها از دید ِ فرهیخته گان ِ قائل ِ به فروپاشی ساختارها هم عجیب و خنده دار هستی، تو بیجا کرده ای که میراث ِ از ازل تفسیم شده را نگاه ِ چپ می کنی،
کتاب ها وقتی خوانده شدند و بسته، تنها به درد ِ توی ِ سر ِ امثال تو خوردن می خورند، تو باید بفهمی در دنیایی، آهای، خودت را نیشگون بگیر…
یادم باشد خیلی چیزها هنوز خنده دار هستند برای در دل گریه کردن. اصلا مگر تو زن هستی که این همه توضیح می خواستی… یک هزارم ِ مادرانه گی را هم بخواهی نمی شود؛ آقا جان مادر، زن است.




