هذیان هاى من: …
تازه فهمیدم
خسته نبودم !!!
نه درمانده ام نه خسته نه حتی خواب آلود
بیدار بیدارم
فقط نا امید بودم
شاید ؟؟؟!!!
و هستم
و فهمیدم
امید را باید ساخت
باید پرورش داد
باید مراقب بود
باید نوازش کرد
باید کار کرد
فکر کرد
سیگار کشید
مست کرد
رقصید
س ک س کرد
نگاه کرد
لبخند زد
راه رفت
باید
ساز زد
آواز خواند
باید دشنام داد
فریاد کرد
باید شکنجه شد
رها کرد
باید عبور کرد
راه داد
باید غصه خورد
باید در انحنای برگ گلی قدرت را دید
باید در تخم عنکبوتی
زندگی را مزه کرد
باید راه رفت
باید خوابید
باید مزه کرد
باید چشید
************************************************
دیروز که برای فروش چند تا از کتابهام رفتم انقلاب
و ۲۲ تا کتاب رو به قیمت ۶۰۰۰ تومان ازم خریدن و دو تا دی وی دی که ۱۰۰۰۰ جلد کتاب توش بود رو به قیمت ۷۰۰۰ تومان خریدم
واقعا دلم واسه نویسنده ها سوخت
************************************************
یه نفر تو اد لیست من بود
س ک س می خواست
وقتی بهش گفتم که نمی تونم و ازش خواستم که من رو ببخشه
ازم ایمیل رامین رو خواست
و یهو گفت : از وبلاگش پیدا می کنم
قضاوتی در کار نیست
خودتون در موردش فکر کنید
**************************************************
سهم من از این خاک ؟؟؟
از این خیابان ؟؟؟
از این مترو ؟؟؟؟
از نفت ؟؟؟
از آسمان ؟؟؟
از انتظار ؟؟؟؟
از …….
هرگز نمی بخشمتان
**********************************************
در مورد روز ملی
هر قدمی که بر روی این زمین برداشته شود
خاک را می کوبد
جای پای کفش ها مان که زیاد شد
راه دیگر سنگلاخ نخواهد بود




