پرش به محتوا

کافه فصل: چرا من “ه/م/ج/ن/س باز” نیستم ولی ه/م/ج/ن/س/گرا هستم

2010/08/16
بدست

پیوند به منبع

امروز توی فرند فید بودم که به یه مطلب قدیمی بر خوردم توی یه وبلاگ دیدم بد نیست که بگذارمش توی بلاگم:

در سایت  فرهنگ گفتگو دو بخش اول مطلبی تحت عنوان ” بحران ج/ن/سی ایرانیان” از د. ساتیر ( که خود وبلاگی هم دارد) منتشر شده  است.من به دو دلیل تصمیم به نگارش این نوشته گرفتم؛ یکی اینکه در بخش اول مطلب، آقای د. ساتیر بدون توضیحی خاص کاربرد اصطلاح “همج/ن/س گرا” را غلط دانسته بود و در بخش دوم نوشته این نظر خود را توضیح داده و ادعا می کند که اصطلاح “همج/ن/س باز” و ” همج/ن/س خواه” صحیح و “ه/م/ج/ن/س/گرا” غلط می باشد و دیگر اینکه طبق خبر نویسنده قرار است بخش سوم مطلب به معضل بحران ج/ن/سی ایرانیان مقیم خارج از کشور و تآثیر آن بر روند روشنگری ج/ن/سی (ایران) اختصاص داده شودو من  فقط میخواهم به این موضوع بپردازم که چرا اصطلاح “همج/ن/س باز” غلط و کلمه “ه/م/ج/ن/س/گرا” صحیح می باشد، هر چند دیگر نکاتی که د.ساتیر در مقاله خود بدانها اشاره می کند هم گاهی گنگ، کلیشه ای و مهمتر از آن ناقص هستند و نشان می دهد که ایشان علیرغم اینکه به هسته اصلی مباحث علمی ج/ن/سی تا حدودی نزدیک شده و از خیلی ها پیشتر رفته اند اما  با اینهمه موفق به درک و هضم هسته اصلی اندیشه ها نشده اند ولی من برخورد با این موضوعات را به دیگران واگذار می کنم.

تاریخ لغت “ه/م/ج/ن/س/گرا / ه/م/ج/ن/س/گرایی”

کلمه ه/م/ج/ن/س/گرا برای اولین بار( تا آنجا که من از آن اطلاع دارم) در سال  1369(یا 1367) بر سر زبانها افتاد. زمانی که برای اولین بار در تاریخ ایران، بعد از ماها تلاش، تعدادی ه/م/ج/ن/س/گرای ایرانی پناهنده در سوئد دور هم جمع شده و گروه هومان را تشکیل دادند. در آن نشست بحثهایی درمورد بار منفی اصطلاح “همج/ن/س باز” در اذهان مردم و نارسا  بودن آن در انعکاس روابط عشقی- عاطفی و گرایش درونی یک فرد به همج/ن/س خودش صورت می گیرد و در آخر جمع حاظر در آن جلسه ( 13 مرد و یک زن)،  نام  ” هومان( گروه دفاع از حقوق ه/م/ج/ن/س/گرایان ایران) ” را برای خود انتخاب می کنند. بعد از آن فعالان هومان علاوه بر انتشار مجله هومان وگسترش بحثها در این مورد، به نویسندگان روزنامه ها و مجلات ایرانی که هر از گاهی خبر یا مطلبی مربوط به ه/م/ج/ن/س/گرایی منتشر می کردند و از کلمه “همج/ن/س باز” استفاده می نمودند نامه نوشته و با توضیحاتی  کاربرد اصطلاح “ه/م/ج/ن/س/گرا” را پیشنهاد می کردند. این کار تا دو سه سال اول فعالیت هومان همچنان ادامه داشت و به مرور کلمه ه/م/ج/ن/س/گرا بر سر زبانها افتاد. گروه هومان همچنین تعداد خیلی محدودی از نسخه های مجله خود را به داخل کشور می فرستاد و به این طریق تعداد اندکی از ه/م/ج/ن/س/گرایان داخل هم با این بحث آشنا شدند. بعدها اینترنت از راه رسید و دسترسی افراد به سایت هومان و سایتهای دیگر ه/م/ج/ن/س/گرایان خارج آسان تر شد.  اکنون دیگرکمتر کسی از کلمه “همج/ن/س باز” استفاده می کند و این یکی از خدمات  خوب گروه هومان است هر چند که بعدها فعالان این گروه بعد ازحدود 15سال تلاش، پراکنده شدند. من هرچند با استدلات فعالان سابق گروه هومان:ایشان می نویسند: ” مهمترین دلیل این اختراع (ه/م/ج/ن/س/گرایی) به قول مخترعان آن این است که همج/ن/س بازی در کنار کلماتی چون قمار بازی، کفتر بازی، دختر بازی و غیره قرار میگیرد و بار منفی دارد. مشکل این است که شما نمیتوانید یک کلمه را بدون خویشاوندش در زبان عوض کنید. یعنی اگر پسوند <باز> را میخواهید بردارید، آنگاه باید از همه کلمات مشابه نیز این پسوند را بردارید.” (بحران ج/ن/سی ایرانیان بخش 2)باید گفت که در این گفته یا د. ساتیر سفسطه می بافد یا نا آگاهانه احساس عشقی و عاطفی دو زن / دو مرد به هم را در کنار دختر بازی و کفتر بازی قرار داده و آنها را هم ارزش می داند یا آنقدر پست مدرنیست می شود که من متوجه نمی شوم.اما گرایش ج/ن/سی دو زن یا دو مرد به هم یک نیاز درونی است، عاطفی است و با تو در توی پیچیده انسان سر و کار دارد، درست مانند گرایش ج/ن/سی دو غیر همج/ن/س به هم. اگر کسی به همج/ن/س خود گرایش درونی داشته باشد، این احساس و نیاز خود را بشناسد، بپذیرد و به آن عمل کند یعنی هویت ج/ن/سی خود را انتخاب کرده است؛ او می خواهد که جامعه  احساس و عوطف او را برسمیت بشناسد نه گناهکار و قانون او را بخاطر این احساسات مجرم و خطاکار تعریف نکند؛ او قادر است و دوست دارد که نسبت به شریک زندگی خود متعهد باشد و عمری را در کنار همسر که ( که همج/ن/س اوست) به خوشی و خرمی بگذراند. قرار دادن نیازها و درخواستهای چنین شخصی در کنار نیازها و رفتار و حرکات یک دختر باز اشتباه محض است و توهین به شعور او. دختر باز به کسی  که فقط  دوست دختری به سبک غرب برای خود بگیرد ( که هیچ عیب و ایرادی هم ندارد) گفته نمی شود؛ دختر باز به مردی گفته می شود که نه با یک دختر بلکه با دختران متعدد ( و اغلب همزمان) روابط عمدتآ یکجانبه برقرار می کند و با تمهیداتی همچون وعده ، وعید ، اغوا، تطمیع و تهدید  آنها  را در خمت ارضاء نیاز ج/ن/سی خود در می آورد. سرنوشت این دختران و آینده آنها هم تنها چیزی است که به مخیله اش راه نمی یابد و در هنگام ” آرام گرفتن”، برای ازدواج  سراغ یک دختره باکره می گردد. بگذریم که چنین شخصی برای خواهر خود و روابط او چه الم شنگه ای که در نمی آورد. فراموش نکنیم که دون ژوان ها در همه جا هستند؛ یک دختر باز ممکن است مرد متاهلی باشد که بنا به هر عللی از س/ک/س  با همسرش راضی نیست، یا هست ولی زیاده خواه باشد یا تنوع طلب و به همین دلیل هم هیچ فرصتی برای رابطه با دختران( یا زنان ) را از دست نمی دهد. در  دختر بازی رابطه ها پنهانی است، نه صرفآ به دلیل تابوهای اجتماعی، بلکه خود افراد هم خواستار پنهانی بودن آن هستند چرا که ممکن است مثلآ روابط زناشویی  طرف را تهدید کند یا تعهداتی به بار آورد که طرف خواستار آنها نیست. اینجا هدف قضاوت اخلاقی در باره این پدیده نیست بلکه نشان دادن تفاوتها است و اینکه چرا کابرد پسوند <باز> در مورد افراد با کشش و گرایش به همج/ن/س غلط و تنزل دادن محسوب می شود. “دختر بازی” و” کفتر بازی” بیشتر به تفنن و خوشگذرانی می ماند( قضاوت اخلاقی نمی کنم)  ولی ه/م/ج/ن/س/گرایی این نیست. شاید به همین دلیل هم بوده که در فرهنگ لغت های جدید  بدرستی کلمه ه/م/ج/ن/س/گرا بعنوان معادل کلمه انگیسی هموسکشوال بکار برده شده است. از جمله در لغت نامه نصرت الله پورافکاری ( فرهنگ جامع روانشناسی- روانپزشکی و زمینه های وابسته- نشر فرهنگ معاصر 1373) یا در لغت نامه داریوش آشوری ( لغت نامه انگلیسی- فارسی برای علوم انسانی- نشر مرکز- 1374). یک دختر باز هر چند که ممکن است حتی طرفدار روشنگری ج/ن/سی و بالا رفتن ضریب تحمل و کنار آمدن جامعه با روابط ج/ن/سی باز باشد اما خواهان تصویب قوانین و برسمیت شناختن رابطه دختر”باز” ی خود نیست چرا که به همراه قانون مسائلی همچون مالیات، بازنشستگی، حق ارث و….. مطرح میشود در حالی که یک ه/م/ج/ن/س/گرا برای بالا رفتن ضریب تحمل جامعه(هر چند که مثبت است) مبارزه نمی کند بلکه برای حق خود که او را از آن محروم کرده اند تلاش کرده و می خواهد  به همان حقوقی در قانون دست یابد که زوجهای دگر ج/ن/سگرا. نکته دیگر اینکه یک ه/م/ج/ن/س/گرا در پی به خدمت گرفتن شریک خود با اغوا، تطمیع ، تهدید و امثالهم در جهت منافع و لذت و امیال ج/ن/سی  یکطرفه خود نیست؛ او رابطه دو طرفه و آگاهانه و بر اساس انتخاب می خواهد. د. ساتیر در ادامه می پرسد: ” مگر دختر بازی یا کفتر بازی منفی است؟” (که در ادامه بگوید مگر همج/ن/س بازی منفی است؟). اگر دختر بازی را همانی بدانیم که در بالا تعریف کردم من آن را منفی می دانم. چرا که یکطرفه است، مگر اینکه ایشان تعریف جدید دیگری از این گونه روابط دارند و در مورد کفتر بازی از آنجا که احساسات و تمایل و خواسته خود کفتران بر ما معلوم نیست، از آن می گذرم. با اینهمه من با روابطی که بر اساس ارتباط آزادانه، آگاهانه، دوجانبه و با احساس مسئولیت متقابل باشد نه تنها مخالفتی ندارم که حامی آن هم هستم. اما د. ساتیر باید به این سئوال جواب دهد که چرا ما اصطلاح ” پسر باز” یا “مرد باز” با این ذهنیت که طرف عمل کننده مؤنس است، نداریم؟ جواب ساده و آسان همانا استناد به فرهنگ زن ستیز ما و بی حقوقی زنان خواهد بود اما ریشه اصلی آن شکل و تجلی ج/ن/سیت زنان است که نسبت به  س/ک/س و ج/ن/سیت مردان از تنوع طلبی کمتری برخوردار است و بی جهت هم نیست که روابط همسری زنان لزبین از هر گونه رابطه ای پایدارترند. اما  د. ساتیر در ادامه ظاهرآ یک بحث پست مدرنیسمی را مطرح می کند و می نویسد:“  برای مقابله با آن اما راه حل نه در کلمه ای مثل همج/ن/س گرایست، بلکه ابتدا باید همه این کلمات را زیبا کرد و بار منفی را از دوش آنها ورداشت و نیز کلمات مترادف مناسبی پیدا کرد، مانند همج/ن/س خواهی که من آن را در ترجمه آقای آشوری در کتاب لغت ایشان یافتم.”ای کاش د. ساتیر اطلاع بیشتری در باره لغت نامه آشوری می دادند. همین حالا که من این مطلب را می نویسم چاپ دوم لغت نامه  اشوری( فرهنگ علوم انسانی – انگلیسی به فارسی چاپ 1376 چاپ نشر مرکز) را در کنار خود دارم و می بینم که ایشان فقط کلمات بشر هراسی و همج/ن/س باز هراسی را معادل هموفوبیا آورده اند و گرنه کلمه انگلیسی هموس/ک/س را همج/ن/س، همس/ک/س  ترجمه کرده و برای کلمه هموسکشوال کلمات همس/ک/س گرا  و همج/ن/س گرا آورده و هموسکشوالیتی را به همس/ک/س گرایی وهمج/ن/س گرایی  ترجمه کرده اند. اما پیشنهاد د. ساتیر مبنی براینکه ” ابتدا باید همه این کلمات را زیبا کرد و بار منفی را از دوش آنها ورداشت” موضوع امروز ما ه/م/ج/ن/س/گرایان و شرایط و وضعیت فعلی جامعه ما نیست اما من میتوانم با ایشان موافق باشم که در آینده دور وقتی روشنگری ج/ن/سی به بار نشست شاید جوانان شورش گر و مبارزی در بین ه/م/ج/ن/س/گرایان ایران هم پیدا شوند که همه چیز را به چالش بکشانند ( همان کاری که گی های غربی کرده اند) و نه تنها بگویند که همج/ن/س باز هستند بلکه حتی خود را “کونی” هم معرفی کنند اما اینکار بیشتر نوعی به میدان کشاندن حریف و مبارزه طلبی است ولی  ما فعلآ در آن شراط نیستیم  اما آن شورشگران در آن دوره همان خواهند بود که امروز کوئیرهای حریف طلب غربی. پس از آنجا که ما فعلآ در مرحله پست مدرنیسم نیستم بهتر است بنا به توصیه خود ساتیر از افراط و تفریط بدور بمانیم و جریان آرام روشنگری ج/ن/سی را با توجه به زمان و مکان ادامه دهیم و این را به نسل های آینده واگذار کنیم که خود و احساسات و عواطف خود را با هر مفاهیمی که خواستند تعریف کنند و به روش مناسب خود  تعصبات و پیشداوریهای اجتماعی را به چالش بکشند.د. ساتیر  می نویسد:” کسی بخواست خود همج/ن/س باز یا دگر ج/ن/س باز نمی شود. برای مثال همج/ن/س خواهی هم دارای بار احساسی قویتری است و هم اشتباه دیگر همجس گرایی را دارا نیست. همج/ن/س بازی یا خواهی یک گرایش نیست که آنرا همج/ن/س گرایی ترجمه کنیم.” بله، همج/ن/س بازی و همج/ن/س خواهی درونی و باطنینیست و از پمیر پیچیده انسان نشآت نمیگیرد به همین دلیل یک <بازی> است ولی هکج/ن/س گرایی درونی، باطنی، روانی، عاطفی و عمقی است و به همین دلیل هم <گرایش> است. البته من با کاربرد کلمه ظاهر روشنفکر پسند اما ناقص و پاسیو همج/ن/سخواهی مشکلی ندارم و خود ه/م/ج/ن/س/گرایان هم هر از گاهی آن را بکار می گیرند ولی از آنجا که اصطلاح < ه/م/ج/ن/س خواهی> ذات ج/ن/سی درون انسان را تداعی نمی کند شخصآ از کاربرد آن امتناع می ورزم چرا که <خواهی> از خواستن است و فرد میتواند خواسته خود را عوض کند در حالی که گرایش ج/ن/سی را هر چند بتوان مهار و یا سرکوب نمود ولی نمیتوان آن را تغییر داد. با اینهمه همج/ن/سخواهی و ه/م/ج/ن/س/گرایی با ” همج/ن/س بازی” فرق دارند و بر خلاف نظر ساتیر از آنجا که”همج/ن/س بازی” دال بر رفتار و عمل دارد نه میل باطن بنا براین انتخابی است و طرف بخواست خود <باز>یگر میشود مثلآ فردی ممکن است چون به ج/ن/س مخالف دسترسی ندارد یا برای کنجکاوی هم که شده با ج/ن/س موافق خود دست به عمل ج/ن/سی بزند بدون آنکه واقعآ و درونآ چنین میل و گرایشی داشته باشد یا فردی که درونآ به همج/ن/س خود تمایل و گرایش دارد بر اثر فشار اجتماعی، حکومتی، خانوادگی و… علیرغم جهت گیری ج/ن/سی و میل درون خود  ضمن تسلیم شدن به فشارها، با توسل به دروغ و ظاهر سازی و برای خلاصی از تنگناها، جامعه و فرهنگ آن را هم به بازی بگیرد وبا فردی از ج/ن/س مخالف ازدواج کند. بر اساس گفته های فوق <بازی> یک رفتار انتخابی و در عین حال غیر جدی و تفننی است که زمانی ممکن است تمام شود. همچون فوتبال بازی، کفتر بازی، زن بازی ، ورق بازی و… و با <گرایی> که دال بر غیر انتخابی بودن و درونی، روانی، عاطفی و احساسی بودن است فرق دارد. از طرف دیگر معلوم نیست د. ساتیر بر چه اساسی همج/ن/س گرایی را یک گرایش نمی داند؟ همج/ن/س گرایی همان سکشوال اورینتیشن ( یعنی گرایش ج/ن/سی) هست و خود آقای آشوری هم اورینتیشن را معادل جهت یابی و جهت گیری ترجمه کرده اند. از آن گذشته گرایش ج/ن/سی به این معنی است که فرد در درون خود این احساسات را دارد و  سمت و سوی کشش و میل ج/ن/سی او رو به ج/ن/س موافق است و این با هویت ج/ن/سی ( که ممکن است دروغین باشد) یا عملکرد و رفتار ج/ن/سی( که گاهی ممکن است بازی باشد) متفاوت است چه همانطور که گفته شد ممکن است کسی گرایش ج/ن/سی درونی به همج/ن/س خود داشته باشد ولی بنا به هر عللی از عملی کردن آن و یا اعتراف به میل خود بپرهیزد و با انخاب شریک ج/ن/سی از ج/ن/س مخالف هویت و رفتاری مغایر با گرایش درونی خود انتخاب کند. و این فرق بین گرایش ج/ن/سی ( که انتخابی نیست) با رفتار و هویت ج/ن/سی ( که انتخابی است و فرهنگ و شرایط اجتماعی در آن مؤثرند) را نشان می دهد. دگر ج/ن/س گرایی اجباری که در بسیاری جوامع از جمله در کشور ما اعمال میشود و در نتیجه فشارهای اجتماعی، حکومتی و خانوادگی ه/م/ج/ن/س/گرایان را مجبور به ازدواج با ج/ن/س مخالف می کند نمونه بارزی از این گفته فوق است. پس نتیجه می گیریم که همج/ن/س گرایی دقیقآ یک گرایش است حال چه طرف بخواهد و یا نخواهد چون ممکن است آن را در درون خود سرکوب کند اما همانطور که گفته شد توان تغییر آن را ندارد. پس لغت <بازی> بیشتر برازنده کسانی است که رفتار و هویت ج/ن/سی ای مغایر با میل و گرایش درون خود انتخاب می کنند تا ه/م/ج/ن/س/گرایانی که گرایش خود را شناخته، قبول کرده ، آن را بعنوان هویت ج/ن/سی خود پذیرفته و برای بدست آوردن حقوق خویش مبارزه می کنند. بی جهت هم نسیت که بسیاری از ه/م/ج/ن/س/گرایان به کسانی که بدون شناخت گرایش درونی خویش و پذیرش آن، صرفآ به س/ک/س با همج/ن/س مبادرت می ورزند را همج/ن/س باز می خوانند.    البته خود د. ساتیر هم ظاهرآ این را بشکل دیگری قبول دارد چه می نویسد : ” …. همینگونه نیز در باره همج/ن/س خواهان صدق می کند، که گاه ابتدا حتی مدتهای زیادی روابط ج/ن/سی با یک ج/ن/س مخالف دارند و آنگاه در یک نبرد درونی سرانجام به خواست واقعی خویش تن می دهند.” همین گفته خود اعتراف به این امر است که آن میل  و کشش و گرایش درونی که با هزار توی آدمی سرو کار دارد و ” از فاکتورهای بیولوژیک، اجتماعی، تربیتی، فرهنگی، روانی و فردی و در یک تآثیر متقابل کمپلکس (پیچیده) و ناخودآگاه ” شکل می گیرد و آدمی را دارای این یا آن گرایش می کند، خارج از قدرت انتخاب فرد است؛ پس طبق تعریف خود ایشان هم گرایش ج/ن/سی انتخابی نیست و دقیقآ به همین دلیل هم هست که کلمه همج/ن/س گرایی مناسب ترین کلمه است و با بکار بردن این کلمه فرد میگوید که من این گرایش و جهت گیری ج/ن/سی را دارم نه اینکه آن را انتخاب کرده ام بلکه من این هستم. مبارزه ه/م/ج/ن/س/گرایان برای حقوق اجتماعی خود هم به این معناست که مدل کهنه و تصورات عمومی مبنی بر یک گونه بودن گرایشات غلط است و جامعه باید شناخت و اطلاعات خود را در مورد مسائل درونی انسانها گسترش دهد. بر همین اساس مبارزات ه/م/ج/ن/س/گرایان از یک بار قوی فرهنگ سازی و آگاه گری عمومی برخوردار است. این استدلال د.ساتیر که چون نمی توان “عشق بازی” را “عشق گرایی” خواند پس باید نتیجه گرفت که اصطلاح ه/م/ج/ن/س/گرایی هم غلط است در واقع چیزی بیش از یک خلط مبحث نیست؛ عشق بازی تعریف و بیان رفتار و عمل فرد است نه گرایش درونی او. فردی میتواند با ج/ن/س مخالف یا ج/ن/س موافق خود عشق بازی کند، جه عشق بازی انعکاسی است از گرایش و میل درونی او نه خود گرایش باطنی، فردی ممکن است در همه گاه و تمام عملهای ج/ن/سی خود عشق بازی نکند و مثلآ بنا به خستگی یا…. فقط به س/ک/س ساده ( برای ارضاء گرایش درون) مبادرت ورزد بدون آنکه رفتار خاصی مانند عشق بازی  یا معاشقه قبل  یا بعد از عمل (که خود نوعی علم و یاد گیری است) را انجام دهد. از این که بگذریم  اگر پیشنهاد “همج/ن/س بازی” درست است معلوم نیست چرا د. ساتیر پیشنهاد نمی کند که از این به بعد باید زنی که به ج/ن/س مخالف گرایش دارد  زن دگر ج/ن/س باز نامید و مردان دگرج/ن/سگرا  را زن باز.د. ساتیر در جایی از دومین قسمت مطلب خود از ه/م/ج/ن/س/گرایان ایران می خواهد که ” به اشتباه خود ( استفاده از کلمه ه/م/ج/ن/س/گرا)  پایان دهند و زمینه ساز اصلاح(!!!) یا سرکوب خوش در آینده نباشند…… زیرا جامعه آنگاه از شما راحتتر میتواند بطلبد، < حال که گرایش است، چرا به گرایش عمومی تن نمی دهی و دگر ج/ن/سخواه نمی شوی؟” در بالا توضیح دادم که از آنجا که این گرایش  (و کلآ گرایش ج/ن/سی انسانها)درونی است، انتخابی نیست و در نتیجه کنش و واکنشهای پیچیده و بقول ساتیر کمپلکس، شکل می گیرد پس نمیتوان آن را عوض کرد اما <بازی> یک عمل است و انتخابی است و میتوان آن را کنار نهاد. اگر فرد کفتر بازی، دختر بازی، فوتبال بازی، ورق بازی و… را کنار نهد دچار مشکلات روانی نمی شود، افسرده نمی گردد و این کناره گیری حداقل به آن درجه که سرکوب گرایش درونی باعث لطمات روحی و روانی میشود منتهی نمی گردد. پیشنهاد د. ساتیر به ه/م/ج/ن/س/گرایان ایرانی هر چند که پیشنهادی دوستانه و بار حمایتی دارد اما صحیح نیست و امیدوارم روشنگران ج/ن/سی به این مهم توجه کنند و ناخواسته بار ه/م/ج/ن/س/گرایان را سنگین تر نکنند.کاربرد کلمات ه/م/ج/ن/س/گرا و ه/م/ج/ن/س/گرایی یک بار و مفهوم دیگری هم دارد و آن اینکه حاملان اینگونه گرایشات ج/ن/سی که در نتیجه اینترنت و دسترسی به اطلاعات، دیگر نمی خواهند به سرنوشتی که جامعه و مذهب در طی قرون برایشان رقم زده تن در دهند و میخواهند زندگی و سرنوشت خود را آگاهانه و امروزی همچون همتایان خود در جوامع آزاد و دمکرات رقم زنند. از آنجا که تلاشها و مبارزات ه/م/ج/ن/س/گرایان کشور از خصلت آگاهگرانه و روشنگری برخورداراست، در خدمت  گسست جامعه از سنت های کهنه وحرکت آن بسمت مدرن شدن می باشد و بر همین اساس باید از طرف همه کسانی که در فکر فردای بهتری برای ایران هستند جدی گرفته شده و مورد حمایت قرار گیرند وحداقل ترین و اولین قدم، ارائه تعریف درست همراه با اصطلاحات صحیح از گرایشات ج/ن/سی ه/م/ج/ن/س/گرایان  و توضیح آن برای جامعه است.

لینک مطلب

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید