پرش به محتوا

شکوفه اندوه: فکرهای همیشه طاعونی !

2010/08/17
بدست

پیوند به منبع

فلسفه های پشت بام زده ، فکرهای همیشه طاعونی
زجر تشخیص زندگی از هیچ ، مثل تفکیک قیر از گونی
پرسه ها در هویت چندم ، ترس از یک هزار توی جدید
بین جمعیت جهان گم شد ، فردیت های قیر قانونی
تا که این مغزها ورم بکند ، تا خوره روح جمع را بجود
تا از این نقطه غم شروع شود ،در اشارات گنگ بیرونی
فلسفیدن…و درد را دیدن ، فلسفاندن…و درد را خواندن
آخر خط زندگی مرگ است ، این مکانیزم شبیه سنفونی
مثل درد به شعرها پاشید ، حجمی از دانش جهان کم شد
بعد یک خوانش نو از هستی ، سنگفرش پیاده رو خونی !
پی نوشت :
این شعر برای زمانی هست که کلیپی از سنگسار ِ ی ِ دختر معصوم و مظلوم دیدم…
و این روزها…داستان ِ سنگسار خانم سکینه محمدی آشتیانی…دوباره این شعر رو به یادم آورد…
به امید ایرانی بدون سنگسار و اعدام…
به امید ایرانی آزاد…
آزاد ِ آزاد

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید