مهرزاد قصه گو: چی بگم والا!
رضا: منم خودم رو مقصر می دونم، شاید منم نباید با اون لحن می نوشتم، گاهی یادم می ره چقدر شکننده هستیم، اگر دلخور کردم، امیدوارم آرش و دیگران ببخش اند و به شرایط بد روحیم گرفته بشه و برگرده. عذر می خوام.
اخیرا اتفاقات عجیبی میوفته.آرش (محدوده سرخ)وبلاگشو بست.بدلایل نامعلوم!
تو وبلاگ بعضی بچه ها مطالبی دیدم درباره ایجاد دودستگی در جامعه بلاگر به خاطر دین!یه عده طرف دار و یه عده بر علیه اون.رفتن آرش خیلی روی من تاثیر گذاشت.من هم یه مطالب انتقاد آمیز آنتی مذهبی داشتم. به همین خاطر احساس عذاب وجدان کردم.پست هایی که رنگ وبوی انتقادی داشت برداشتم.نمیدونم…. به هر حال جامعه ما به اندازه کافی ضعیف وبی پشتوانه هست که بکار بردن کلمه دودستگی مو به تنم راست میکنه.
پی نوشت:تحمل عقایدمخالف،و درضمن احترام به عقاید از مفاهیم دموکراسیه.به این فکر میکردم که مملکت ما چقدر با دموکراسی فاصله داره.




