سبـــــزآبـــــی: دوست هوموفوبیک / ثبتنام دانشگاه
هفته پیش با یکی از دوستام تو سالن مطالعه نشسته بودیم. کار واجبی داشتم که بایستی برای تحویل آماده میکردم ولی دوستم مدام با شوخیهاش وقفه مینداخت و من هم تحمل میکردم. بالاخره کار تموم شد و برای طرف ایمیلش کردم. شروع کردیم به چرخ زدن توی اینترنت و دوستم پیشنهاد کرد به سایت VOA برم و آخرین برنامه پارازیت رو دانلود کنم. وقتی چشمش به صفحه بود، عکسی رو از یک برنامه در مورد حقوق همجنسگرایان دید. یکدفعه انقدر عصبی شد که هیچ وقت فکرش رو هم نمیکردم اینجوری باشه. شروع کرد به بد و بیراه گفتن به همجنسگراها و تا تونست از افکار هوموفوبیکش بیرون ریخت. از اونجایی که سالن آروم بود و خیلی آروم صحبت میکردیم ازش خواستم بریم بیرون صحبت کنیم و رفتن همانا و یک ساعت و نیم صحبت کردن همانا. باهاش صحبت کردم و در کمال خونسردی و آرامش بهش گفتم نظر من با تو فرق داره و برای تکتک مزخرفاتی که تحویل میداد دلیل میآوردم ولی آقا هیچ کدوم رو قبول نمیکرد که هیچ، ادعا میکرد که این حرفا خارج از منطق هستش. جالبه که این آدمایی که هیچ وقت بهنظر نمیاد بویی از خدا و پیغمبر برده باشن، اینجور وقتا آنچنان پای خدا و پیغمبر و امام و کتب مقدس رو وسط میکشن که آدم هاجوواج میمونه! خداییش تکتک حرفهایی که تحویلش میدادم از روی منطق بود و بهنظرم تو عقل سنگ هم نفوذ میکرد ولی این آدم هیچ کدوم رو قبول نمیکرد و خیلی احمقانه بد و بیراه میگفت. منم که نهایتا نا امید شدم فقط گذاشتم حرفش رو بزنه و اصراری نکردم. بعد هم رفت و من تو خلوت خودم تو بهت فرو رفتم و با شنیدن آهنگ A Song For You گذاشتم اشک چشمم از بیقراریهاش کم کنه… فقط بدونید با اینکه دور و برم آدم روشنفکر کم نبوده ولی احمقای از این قبیل هوموفوبیک هم زیادن… این هم بد نیست بدونید که از نظر این آقاهه ما رسما باید بریم بمیریم و جلوی چشم هیچ بنی بشری ظاهر نشیم، حتی اگه ثابت شده باشه که آدم دخالتی در تعیین گرایش جنسی خودش نداره…!
تو همین هفته ثبتنام دانشگاه بود؛ بالاخره بعد از گذروندن کنکور ارشد که مرحله به مرحلهاش پر از شاهکارهای عجیب سازمان سنجش و بهعبارتی افتضاح بود، ثبتنام کردم (در کل کنکور ارشد امسال از اول تا حتی بعد از ثبتنام فــاجــعــهای بود برای خودش که گفتنش غصۀ صدمن کاغذه). ظاهرا بیشتر همکلاسیها هم از بدشانسی خانومن! یاد قضیه ثبتنام کلاس کنکور محمد افتادم… محمد جان غصه نخور طبق قانون مورفی ما تو هر کلاسی اسم بنویسیم همشون دختر از آب در میان و در تمام مدت بقیه پسرا بهمون غبطه میخورن!
پ.ن.1: لطفا نگید کاشکی جلوی دوستت چیزی نمیگفتی چون اون لحظه اصلا دست خودم نبود و اصلا از این کار پشیمون نیستم؛ از طرفی سعی کردم انقدر محافظهکارانه صحبت کنم که بهونهای برای اذیت کردنم نداشته باشه…




