نقطه چين ها . . .: رابطه
..اولش به اين اميد وارد رابطه ميشه تا از شر هر چی تنهاييه خلاص بشه..از شکست هایی که خورده میگه..از خیانت هایی که بهش شده میگه..از نیمه گمشده ای که همیشه دنبالش بوده میگه..و آینده ای که میخواسته کنار عشقش روی زمین بسازه میگه..و به این شکل رابطه رویائیش شروع میشه!..هم آغوشی ها..قربون صدقه ها..ناز کردن ها..و همه احساس ها..شاید روزا به همین شکل میگذره..و توی تب و تاب داغ عشق تنها به اوج آسمون میره!..اونجاست که فک میکنه اسیر شده..حس میکنه همه چیز تکراری شده..فک میکنه عقب افتاده..فک میکنه دیگه مال خودش نیس..فک میکنه بهتر از این حقشه..و در نهایت فک میکنه اشتباه کرده!..و اینجاست که یه رابطه تموم میشه و رابطه دیگه ای با تکرار همین سیکل شروع میشه..به همین راحتی!…
..شايد خيلیا اين نظرمو قبول نداشته باشن..اما بر حسب تجربه هايی که خودم در گذشته داشتم اغلب رابطه ها به خصوص در همجنسگراها به اين شکل بوده!..چون هیچوقت ازش درس نگرفتن!..نميخوام کسی رو محکوم کنم يا از خودم تعريف کنم..منم مثه خیلی های دیگه توی يه رابطه هستم..با همه پستی بلندی هايی که داره..همه تلاش من يا بهتره بگم ما اينه که نذاريم به اون مرحله از اين سيکلی برسيم که بلندپروازانه و خودخواهانه به آسمون از اين لحاظ که تنها به اوج برسيم بریم و واقعيات زمين رو در کنار هم فراموش کنيم!..در کنار همه شادی ها ما هم گاهی بحث ميکنيم..گاهی عصبی ميشيم..اما چيزی رو باهم قاطی نميکنيم که تيشه به ريشه عشقی بزنيم که خواسته دوتاييمون بوده!..در کنار احساسمون که میتونه آسمون باشه منطق رو که میتونه زمین باشه فراموش نمیکنیم..با هم صحبت ميکنيم..راهی پيدا ميکنيم و در نهايت رابطه رو با شناخت کاملتر و لذت بيشتری ادامه ميديم…
یوسف




