ابژكتيو: یه کم ناز کشیدن به سبک مجازی! اما با حسی واقعی
رضا: اگه بودی تبی در کار نبود، حداقل تبی از جنس تب دیشب شدنی نبود، و دقیقا همونطور که گفتی این تب بجز روزی بی تو، شدنی نبود.
خام، پخته، جوشیده، شاید هم ته گرفته و کشیده!، چشیدن هم مهمه و یه رکن!
داشتم به این فکر میکردم اگه الان اونجا بودم باید چه کار میکردم ؟
یه سوپ گرم به همون سبکی که خودت دوست داری ! ( منظورم با قارچ و ذرته !)
یه بغل گرم روی یه تخت یه نفره ؟
یه بوس روی گونه ات و حس صورتت که از تب داغه ؟
و یا آروم نگاه کردنت ، وقتی خوابی.
شاید هم همه اینا !
اما همه اینا میتونه یه آرزو باشه.
شاید خام ، شایدم پخته.
پ.ن
:. مریض نمیشدی مگه اینکه از لحاظ روحی مشکلی داشتی ! نگرانتم ! یعنی تو هم ؟
:. گلوی منم درد گرفته ! من از تو گرفتم یا تو از من ؟
:. به قول خودت لینک به منبع !




