پرش به محتوا

کافه فصل: پراکنده ها/ساعتی از کافه

2010/10/31
بدست

پیوند به منبع

شکارچی ای که زیباست آهویی زیبا را شکار می کند

به راستی کدامیک مهمترند…

آیا زیبایی ،زیبایی را شکار می کند؟


روزی کنار دریا دنیا گریست!


دم در کافه دوتا نیمکت گذاشتم برای افرادی که خیلی گذری رد میشن و یه لاته می خوان که توی لیوان یه بار مصرف بگیرن و یه کمی بیرون بشینن و از هوای سرد پاییز و گرمای لاته لذت ببرن…

پاییز رو خیلی دوست دارم … رنگاش شاهکارن…

بیرون روی نیمکت نشسته بودم و به پیپم پک میزدم….مشتری نداشتم…به ریختن برگ ها نگاه می کردم و به گذشتم…. به عشق هام ، به دل بستگی هام ، به تنش هام…

زندگی خیلی بالا و پایین داره و من تا حالا شانسی از عشق نداشتم…اما نمیدونم چه حسیه که بهم این اجازه رو نمیده که امیدوار نباشم…

دو نفر که پارتنر بودن اومدن…

جفتشون موکا سفارش دادن…با شکلات…

بارون گرفت … یهو توی کافه پر مشتری شد…

کافه پر شد از همهمه و دود و بوی قهوه …

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید