صفحات خالی: رنجنامه
2010/11/14
بهروز جاوید تهرانی
http://balatarin.com/topic/2010/11/10/1006290
سلام بهروز جان.
می خواستم که دیگر هرگز در وبلاگم ننویسم.
اما امروز می نویسم، فقط برای تو.
امروز من فقط برای تو می نویسم برادر عزیزم.
امروز به این امید می نویسم که یک روزی آزاد شوی و این پست را بخوانی.
چون می خواهم بگویم که از صمیم قلبم دوستت دارم.
چون می خواهم بگویم که همیشه به یادت هستم.
شاید باور نکنی،
اما من همیشه به یادت هستم.
به یادت اشک می ریزم؛
و به یادت،
برایت آرزوی سلامتی و آزادی می کنم.
فکر نکن تنهائی.
من به یادت هستم.
دوستت دارم،
برادر عزیزم،
بهروز جاوید تهرانی.
هنوز دیدگاهی بیان نشده





