گذر
2010/12/18
امروز تمام وقت سردرد داشتم،
حس خوبی نبود،
تنم عطر تازه ای به خودش گرفته،
بازم یه عطر متفاوت!،
گاهی تا تهوع هم پیش رفت،
لعنت به داروخونه ای که نمی تونه دو هفته از یه مدل مام داشته باشه.
4 دیدگاه
یکی بگذارید →





مقصر خودتی دیگه! وقتی میری داروخونه و بهش میگی همشون رو بردار بیار همین میشه دیگه !
منو ببین ! تا مارک خودم گیرم نیاد نمیگیرم!
مام فقط این… نمیگم تلبیغ نشه!
خب انواع مدل رکسونا رو داشت اما عطر قبلی رو نداشت!
تو هم به عطر مام گرفتی؟!
خب یه مدلی رو میخریدی که عطر قبلی رو بده !
فرضش رو میکنم که میری کنار فروشنده که این بار برخلاف همیشه پسره و با قیافه اخمو میگی یه مام میخوایی! اونم یه مشت میاره میریزه اون جلو و تو بدون دقت کردن به زنونه و مردونه اش میگی این رو میخوام!
البته من اونجا نیستم که بازش کنی و بگیری جلوی بینی من و بگی خوبه یا نه !؟
…
فکر کنم که تو منظورت همون عطر مام نبوده !
یا من زیادی گیجم !
یا تو گیج تر از من !
من که اینطوری استنباط کردم آقا رضا !
اشکال کارش همون بود
دوست داشتنیم اون روز کار داشت و نشد نظرش رو بدونم وگرنه انقدر آزار دهنده نمی شد