حیاط خلوت: 5 اعتراف یلدا
به دعوت شایان قرار شد تو این شب قشنگ که همه دور هم هستند و خوش می گذرونند،ما هم فضای مجازی رو یه کم هیجانی کنیم و خوش بگذرونیم!
خوب قراره 5 تا اعتراف کنیم همه!
1- باید اعتراف کنم که آقای آر(R) رو دوست دارم! اونم از نوع زیادش!
2- قبلا" شنیده بودم که می گن گاهی وقتا قلم و زبان از توصیف یه چیزی عاجزه…اعتراف می کنم : الان من دقیقا" دارم این مسئله رو لمس می کنم…واقعا" نمی دونم چه جوری باید خوبی های دوست عزیزم مانی رو به زبون و قلم بیارم… تو یه کلام: محشره! همیشه پشتیبان من و آقای R بوده و مثل یه برادر بیشتر از خودمون واسمون دلسوزی می کنه…تو تمام شرایط یه گوش واسه درد دل هامه … آقای R هم خیلی دوسش داره… اون بچه هایی که دیدنش می دونن من چی می گم…
حاضر نیستم با هیچ کسی عوضش کنم…مانی جون یه دونه ای!
3- باید اعتراف کنم توی رابطه ام با شایان، اشتباه داشتم، اما درس هایی که از اون تجربه گرفتم رو شاید هیچ کس دیگه ای بهم نداده بود. شایان باعث شد من به خودم بیام .باعث شد هویت گمشده م رو پیدا کنم. بفهمم اصلا" از این زندگی چی می خوام. گاهی وقتا تلنگراش هنوز توی گوشم هست…آخر سری پست های " از هویت درون تا هویت درون" هم به همین مسئله رسیدم.
4- اعتراف می کنم ماه زیبایی از فردا شروع می شه! :دی! خیلی خجسته است! خیلییییییییییییییییییی! :دی!
5- همیشه احساس می کردم منطقی فکر می کنم. و گاهی اوقات توی کنترل احساساتم نا کام هستم.باید اعتراف کنم دیشب به این نتیجه رسیدم یه نفر هست که اونقدر قشنگ احساس و منطق رو کنار هم می چینه که آدم لذت می بره…
عمرتان یلدا باد…
یلدا مبارک…




