عصیان: تقدیم به همه ی دوستان وبلاگ نویسم…
یکی از دلایلی که به سال میلادی بی علاقه نیستم میتونه این باشه که من متولد آخرین ماه میلادی هستم…وقتی یک سال میلادی جدید شروع میشه احساس میکنم یک سال از عمرم گذشته…
خب..چند باری خونه تکونیه وبلاگمونو انجام دادیم و اینبار هم با سال نو همراه شد!
به همه ی دوستانی که تا امروز به خونه ی اینترنتی ما سر زدن و نظر گذاشتن و مارو دلگرم کردن سال نوی میلادی رو تبریک میگم…
همچنین از برادرای سایبری که باعث میشن هرزگاهی یه خوونه تکونی و نقل مکان به خونه ی جدید داشته باشیم هم تشکر میکنم و براشون آرزوی سالی پر از رسوایی و سرنگونی دارم… ![]()
…پارسال تو همچین روزایی بود که احساس میکردم تنهاترین آدم شکست خورده در عشق هستم و نمیدونستم تا کی باید بسوزم…
سال 2010 با تمام ماجراهای خوب و بدش گذشت…
دلم میخواد نسبت به سال بعد و سالهای بعد خوش بین باشم..کی میدونه چی خواهد شد!
درخت دل من امسال پر از ستاره هست….
ستاره هاش همون چشمای قشنگ علیرضای من هستن که با با برق جذابی که دارن نیازی به چشمک ستاره ها نیست…
خوشحالم که با تو بزرگ شدم و با تو همراه سفر زندگی هستم…
دوسست دارم و آرزو میکنم تا، سالها برای تو بنویسم….

يه امشب شب عشقه همين امشبو داريم
چرا قصه دردو واسه فردا نذاريم
کيه اهل جهنم که خونش تو بهشته
کي ميدونه که تقدير تو فرداش چي نوشته
يه درمونده امروز واسش فرقي نداره
که فردا سر راهش زمونه چي ميزاره
زمونه رنگارنگه شبو روزش يکي نيست
خوشي دووم نداره غمش هميشگي نيست
اگه فردا برامون پر از صلح و صفا بود
چه خوب بود که تو دنيا يه فردا مال ما بود
بخنديم و بخونيم،بدونيم که امشب شب عشقه
که امشب شب عشقه
نميدم دل به اين،درد دنيا…
تموم غصه ها،مال فردا !







سلام دوست عزیز.. ممنون که به وبلاگ ما اومدی
و از اینکه پست ما رو اینجا قرار دادی..
باز هم سر بزن پسر !