ESHAAREH: یک حادثه تکان دهنده
پسر: تا کنون مدرک مستدلی برای تایید یا رد این خبر دریافت نکرده ایم و از تمامی کسانی که این خبر را شنیده و در جریان آن هستند تقاضای همکاری در جهت تایید یا رد آن هستیم.
رضا: اولین بار که این خبر رو شنیدم خشکم زده بود، این خبر رو من به دو روایت دریافت کردم، یکی روایتی هست که در پایین می تونید بخونید و روایت دوم به تلخی روایت پایینی نیست اما فعلا فرصت مناسبی برای اعلامش هم نیست، فقط امیدوارم خطر جدیی مقابل اون دوست همجنس گرامون نباشه و امیدوارم به زودی به خبر تازه ای برسیم و حداقل بشه رفع نگرانی کرد.
خبر شوکه کننده بود. ایمیل رو که باز کردم در جا خشکم زد.
بهار همین امسال بود که دو تا از همشهری های خودم با یک نفر دیگه که اهل استان همجوار ما هست و ایشان رو هم کم و بیش میشناسم، برای انجام کارهای مربوطه به ترکیه رفتن.پس از چندین ماه و حالا که داشت کارهای اونها رو به راه میشد خبر رسید که:
خانواده اون آقایی که در استان همجوار ما هستن، میرن استانبول و پسرشون رو هر طور شده به اونجا میکشن. هر طور شده مجبورش میکنن بره اداره پلیس شهری که بوده و پاسپورتش رو بگیره و بگه: من دروغ گفتم، هیچ مشکلی ندارم و …
این بدبخت رو به زور به ایران میبرن و حالا هیچ خبری از اون نیست. اینکه زنده هست، آسیبی بهش رسیده یا نه، خدا میدونه.
وای خدایا ما گـ ـی ها حتی در خارج از کشور هم در امان نیستیم و این یک مصیبت بزرگ هست.
نمیدونم چکار باید بکنم، کاری هم از دستم برنمیاد.
فقط میتونم این رو بگم که: مـاهـا هر جا که باشیم در امان نخواهیم بود.
مراقب باشید. خیلی هم مراقب باشید.
حامد





dorood
bale man to edare police bodam va didam
be id» alas.freedom@yahoo
lotf konid pm bedid bishtar sohbat konim