گذر
یکی از آرام بخش های عجیب غریب رفتاریم خرید کردنه
( به قول برخی دوستان از اون روش های مخصوص ما بچه پولدارهاست!! )
همیشه جواب گو نیست
و اغلب هم تاثیر موقتی داره اما خب گاهی هم خوب جواب میده
مخصوصا خرید از جاهایی که به قولی مشتری ثابتشون هستم
بین جاها و اقلام مختلف گاهی هیچی مثل لباس خریدن بهم آرامش و لذت نمی ده،
مثل بات بودنه، ( که ترجیحش میدم و همیشه تهش حس می کنم قشنگ و سفید شدم! )
اولش یه خورده سخته، تا بیایی سایزت! رو حالی فروشنده! کنی و سلیقه ات رو بهش بفهمونی یکم زمان نیازه و شل و سفت کردن!
بعد که تازه دست فروشنده اومد چی به چیه، اگه جایی رفته باشی که این کاره باشن! حسابی سوپرایز میشی،
و تهش یه ارگاسم درست و حسابی با قیمت ها.
امروز کلی با این حال کردم،
برای اولین بار تو زندگیم چندصد هزارتومن واسه خودم حالیدم!
یه حال پر خرج
اما چند دقیقه بی خیال هی عوض کردم و عوض!




