هویت درون: خاک تو سرشون
رضا: یادمه امین از اسم جدید برای سایتش پرسید، به شخصه نمی خواستم تاثیری داشته باشم برای ابتکاری که باید دست خودش می بود، تهش که پیشنهادی دادم جلوی همه بهش گفتم پسر این پیشنهاد، اما خواهشا این رو اگه ناچار شدی و دیگه هیچ اسم خوبی گیرت نیومد بذار جز انتخاب هات چون نمی خوام فردای روز بگن این خواست تاثیری داشته باشه.
این رو شاید حداقل خود امین یادش بیاد و امیدوارم منصف باشه و یادش باشه چرا ازش خواهش شد اون سایت رو ادامه نده.
شایان جان دوستانه توصیه می کنم به فکر بت های وجودی خودت هم باش.
از همه بابت بازنشر چنین پستی عذر می خوام، حتی هموفوبها!
امین اگه بر گردیم به اون شبی که با هم تا خود صبح چت کردیم، یا برگردیم به چهار شنبه ای که اومدم تا درباره طرح تو حرف بزنیم، یا برگردیم به قرار تاریخی پارک ساعی، دوست داری چه کاری بکنیم که نکردیم یا چه کاری نکنی که کردیم؟
بچه ها تمام این ماجرا ها از درد و دل امین اومد و آتیشی که من گرفتم. امین گفت:
سایت دگرباش رو بستم.
گفتم: چرا؟
گفت: چون دوستان به من فشار اوردن تا ببندمش
من خیلی ناراحت شدم که به امین بسیار جوان سلیقه خودشون رو تحمیل کردن
به جای این که سعی کنن امین اندیشه درست رو پیدا کنه و خودش تصمیم بگیره، تحت فشارش گذاشتن
مثل خیلی از جنایت های دیگه ای که قیم ها در مقابل کسایی که فکر می کنند پایین دست خودشون هستند انجام میدن
بعد امین یه طرح داد که همه دگراندیشان جامعه دگرباش دور هم جمع بشن اما اونقدر کثیف بودن که همه رو به کیش خود پنداشتن و کار رو به این دعوا های شرف دار بردن
همه چیز از اون چت تا صبح من و امین شروع شد
ولی الان خیلی خوشحالم که انحصار و بت شکستیم
امیدوارم این شروع موفقیت آمیز با حذف تند رو ها و تند روی ها باعث رشد همه ما بشه
ولی جدا
خاک تو سرشون
چه کار هایی که نمی شد انجام بدیم
اگر سالم بودن و عاقل





“از همه بابت بازنشر چنین پستی عذر می خوام، حتی هموفوبها!”