تموز: به پاس روزی که دوستش داریم
2011/08/01
من از دعواهایی که بر سر روز ملی درگرفت، هیچ نفهمیدم. و البته دنبال هم نکردم، چرا که اصلِ موضوع (اعتراض به تاریخ روز ملی) برایم کاملاً نامفهوم و گنگ بود و به همین دلیل پیگیری نکردم. حالا اولین جمعه ی مرداد است؛ این روز را دوست می دارم وُ پاس! اینها هم همه، از روی پادآوریِ دوست نازنینی بود که ماه پیش مطرح کرد، و همو خواست که در اولین جمعه ی مرداد، چیزکی اینجا بنویسم، و به احترامِ این روز، شعری در وبلاگ بگذارم. ماه هاست که شعر نمی نویسم، و هرچه قبلاً نوشته ام را دور ریخته ام، و البته در عوض به کار بهتری مشغولم! اما این قطعه ی کوتاه، برای این روز، و برای همه ی روزهایی که دوست می داریم.
«باید در وصفش شعری سرود
پسری که
در برابرم
دکمه هایش را باز گذاشته
تا روی ناف»
هنوز دیدگاهی بیان نشده




