پرش به محتوا

Convective: به آغوشت …

2011/09/30
بدست

پیوند به منبع

متضاد پست قبلیم میشه یه شب و صبح بهشتی و یه بعد از ظهر جهنمی،
شب و صبحی که کنار هم بودیم و بعد از ظهر بی تو…
شبی که تمام سعیم این بود دیدنت رو از دست ندم و لحظه لحظه کنارت بودن رو ضبط کنم
خیلی شبا که کنارت بودم این حس رو داشتم اما، اما اینبار قول داده بودم حداکثر سعیم رو بکنم

خوابیدنش مثل یه بچه معصوم و قشنگه
سر شب مدام عادت داره پتو رو بندازه به کناری اما نیمه های شب که میشه همین که روش رو بپوشونی عین بچه ها بغلش میکنه و تا صبح بی حرکت همونطور میخوابه
قشنگ تر اینکه هر وقت آغوشم رو باز می کنم آروم خودش رو توش جا میده و مگه من بی خیال بشم وگرنه اون همونطور معصوم و آروم میخوابه.

بهنام

هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 60 مشترک دیگر بپیوندید