گذر
2011/11/20
میخندم و میگم خاک بر سر ترسوت کنن
بیچاره هیچ وقت جرات درست و حسابی نداشته که
به جای اینکه به وقت و موقعیتش بیشتر فکر کنه
به اینکه چطور و از کجا میتونه کمی بی حس کننده کش بره فکر میکنه
گاهی میگه واقعا دلش نمی خواد
اما
اغلب اوقات چیزی جز این هم چاره نداره
روزی کارهای نیمه تموم ته میکشن و اون روز خواهی نخواهی باید برسه
اون روز دل ترسوی بیچاره ام
این بی جنسه ی نازک اندام!
تن به باید، باید بده، چه با بی حس کننده چی بی …
هنوز دیدگاهی بیان نشده




