پرش به محتوا

جُل پاره هايِ بي قدرِ عورتِ ما: اعتصاب هاي اجتماعي

2009/10/14
by

لینک به منبع

اين يادداشت ها اشاره دارد به اعتصاب هائي که:
اغلب شرکت کنندگان بالقوه آن در اتحاديه ها و يا ساير سازمانهاي رسمي کارگري سازماندهي نشده اند.
هدف اصلي، نه تاثير گذاري آني بر وضعيت کارگر بلکه رژيم يا ساختاراجتماعي است. و
مقام هاي در قدرت نمي خواهند اين اعتصاب ها را مشروع قلمداد کنند. ما اين ها را " اعتصاب هاي اجتماعي" مي ناميم.
سازمان
جائي که سازمان هاي کارگري، اندک، ضعيف يا زير کنترل کارفرما يا رژيم هستندکارگران بايد بتوانند به سرعت در سطحي گسترده سازماندهي کنند. اين کار در عرصه تاريخي هم چندين بار در لهستان، آفريقاي جنوبي و فيليپين اتفاق افتاده است اما در هر حال نياز به شکل نرمش پذير تشکيلاتي اي دارد که مردم بتوانند شبانه برپاسازند و مدام، رهبران جديد و مشارکت کنندگان تازه ايجاد کنند.
اين سازمان ها نوعا به يکي از دو شکل زير درمي آيند: بعضي " شوراهاي کارگري" تشکيل مي دهند و افراد درآن ها ضمن برپائي جلسات، خودرا تعريف ونمانيدگان خويش را انتخاب مي کنند. قوت اين شکل سازماندهي درآن است که همه دست اندرکاران به نوعي درگير کارند و نمايندگانشان هم مشروعيت دارند چرا که انتخاب شده اند. ضعفش در آن جايي است که افراد درون شورا با توجه به ديدگاه هاي متعارض نتوانند به توافق برسند.
گزينه دوم" گروه هاي وابسته " اند. در اين حالت 5 تا ده نفر که به هم اعتماد دارند ديدار مي کنندبه تعريف خود و گروه مي پردازند، سپس نمايندگاني به " شورا ي سخنگويان" مي فرستند که کارش هماهنگ سازي است.در اين حالت مشروعيت شورا ي کارگري وجود ندارد اما افراد در حالتي که هنوز از پشتيباني اکثريت برخوردار نيستند امکان سازماندهي و نوآوري دارند. حسن دومش اين است که گروه ها مي تواننددست به اقدام ها ي مشخصي بزنند و سپس ناپديد شوند تا از سرکوب درامان بمانند.
در بسياري از موقعيت ها دعوت به ايجاد شوراها ي کارگري و سازماندهي آن ها در صورت امکان، اقدامي درست است اما وقتي چنان امکاني نيست برپائي گروه هاي وابسته معني دارتر مي شود.
سرچشمه ها ي قدرت
اعتصاب هاي اجتماعي بيان کننده چند گونه متفاوت قدرتند:
براي صاحبان و مديران کسب وکار و نهادهائي که بسته مي شود مشکل ايجاد مي کنند.
با نشان دادن خود به عنوان تجسم ارزش ها و منافع مخالفان وضع موجود،براي مردم جذابيت دارند و آنان را بسيج مي کنند.
به مقام هاي در قدرت نشان مي دهند که با چنان اعتصابي آن ها را آسيب پذير ساخته اند.
اين ها ممکن است با يکديگر تا اندازه اي تداخل داشته باشد. براي مثال ممکن است اقدام هاي برهم زدن نظم، مقامات را بترساند اما بخش بزرگي از مردم را هم دچار هراس کند.
بخش بزرگ هنر اعتصاب هاي اجتماعي جذب طيف گسترده مردم است که در همان حال روياروئي با صاحبان قدرت و کارفرمايان را نيز به شکل موثري پيش ببرد.
تعريف هدف ها
در تعريف هدف هاي اعتصاب بايد چند ملاک هماهنگ گردد.
درخواست ها بايد هدف هاي گسترده اي را دنبال کند تا براي بخش عظيم جامعه جاذبه پيدا کند.
خواست ها بايد موجب وحدت بخش ها ي متنوع جامعه شود( ميان کارکنان بخش خصوصي، کارمندان دولت، زنان، طبقه متوسط تحصيل کرده، محرومان شهري و روستائيان فقير).
خواست ها بايد هنجارها ي پذيرفته شده درطيف وسيعي را نمايندگي کند، هنجارهائي که درحدي گسترده در جامعه پذيرفته شده است مثل حمايت از دموکراسي.يا هنجارهاي بين المللي مانند حقوق بشر و حقوق کارگران. اين هنجارها در برنامه "همبستگي " لهستان درج شده بود. شايد هم هنجارهائي که در قانون اساسي موجود وجود دارد اما مقامات ازاجر اي آن ها سر باز مي زنند.
در يک اعتصاب اجتماعي معمولا اين امکان هست که هدف هاي کلي بالا را در يک خواست ويژه محلي ادغام کرد تا بخش هاي بزرگتر ي از مردم آن محل يا نهاد را جذب کند مانند درخواست کم کردن ساعت ها ي کار، افزايش دستمزدها، تغيير قانون کار و مانند آن.
مي توان هدف هاي گسترده اي را که امکان تحقق آن ها به فوريت وجود ندارد، با هدف هاي فوري که مقامات آماده پذيرش آن ها هستند، بي آن که در اقتدارشان خللي عمده واردآيد، ترکيب کرد. براي مثال، دولت ممکن است با خواست آزادي کامل بيان، اجتماعات يا رسانه ها موافقت نکند اما زندانيان سياسي را آزاد کندو جلو چماقدارهايش را بگيرد.
اعتصاب هاي اجتماعي و جنبش هائي که خاستگاه آن اعتصاب ها هستندبه روندي نياز دارند که طي آن، هدف ها را تعيين و تعديل کنند. نوعي همايش هاي روزمره مشارکتي که چگونگي آن ها به درجه سرکوب و فشار بستگي دارد، بايد بخشي از اين روند باشند.
ارتباطات
در موقعيت سرکوب و فشار، وجود صورت ها ي چندگانه ارتباطات، در چارچوب جنبش امري اساسي است. اينترنت و سايرابزارهاي شبکه هاي اجتماعي" وب-2" ، نقش قاطع خودرا در اعتصاب هاي اجتماعي اخير به خوبي نشان داده اند. اما اين ها بايد به ياري طيف گسترده اي از شبکه هاي تلفني، شخصي و ارتباطات دهان به دهان تکميل گردد.
ارتباطات بايد دو کارکرد رابا مقتضاي خاص خودش به پيش ببرد:
بايد شکل گيري سريع عقايد و وفاق را امکان پذير کند.
هماهنگي سريع براي اقدام را ممکن سازد.
برخورد با سرکوب و فشار
در برابر امکان يا وقوع يک اعتصاب اجتماعي، مقامات غالبا به سرکوب روي مي آورند و دامنه اين سرکوب از ايجاد رعب تا بازداشت، شکنجه و ترور پيش مي رود. غالبا موثر ترين راه مقابله با سرکوب، آن است که نشان داده شود چنان اقدامي براي صاحبان قدرت با نتيجه عکس همراه خواهد بود. راهکار اين نيز " جوجيتسوي سياسي" است (يعني هنررزمي و دفاع از خود بدون توسل به سلاح، هنري که در ژاپن و چين رشد و نمو يافت ). در اين جا هر اقدام دولت براي سرکوب موجب مي شود حمايت بخشي از جامعه از دولت سلب گرددو مشروعيت آن زير سوال برود. اين کار البته به عدم توسل به خشونت نظام يافته اي نياز دارد که درآن، اعتراض کنندگان، خودرا به عنوان طرفداران صلح، نظم و قانون مشروع به مردم نشان مي دهند و مقام ها ي دولتي را به عنوان خرابکاراني خارج از کنترل که تلاش دارند به هر قيمت وبا توسل به خشونت غير قانوني قدرت را حفظ کنند، مي نمايند.
اين البته مستلزم تعهد به عدم توسل به خشونت به عنوان يک اصل جهان شمول نيست.بلکه نمانيده تعهد بخشي از شرکت کنندگان در اقدام اعتراضي به پرهيز از توسل به خشونت است. صرف نظر از اين که ميزان تحريک طرف مقابل چقدر باشد. در بهترين حالت اين عدم توسل به خشونت، از راه توافق رسمي شرکت کنندگان در اعتصاب به متوسل نشدن به خشونت در جريان اعتصاب و ساير اقدام ها تکميل مي گردد.
درچارچوب تعهد اعتصاب گران به دوري گزيدن از خشونت، هر عمل سرکوب خشن از سوي دولت مي تواند نوعي خرابکاري غير قانوني تلقي گردد و حتا اعضائي از جامعه راکه از هدف هاي جنبش پشتيباني کامل نمي کنند را مي توان حول محور سرکوب مخالفان از سوي دولت بسيج کرد.
تاکتيک ها
اعتصاب هاي اجتماعي ممکن است شکل هاي بي نهايت متنوعي به خود بگيرند. مي توانند در صنايع اساسي يا در مناطق کسب وکارشهري يا در هردو متمرکز گردند. ممکن است اعتصابي گسترده باشد يا اعتصاب هاي کوتاه که گروهي از کارگران به طور موقت دست از کار مي کشند و وقتي به سر کار باز مي گردند گروه ديگري کار را تعطيل مي کنند.ممکن است کوتاه مدت باشند مثلا يک روزه يا حتا کمترو يا تا رسيدن به پيروزي، شکست يا سازشي ميانه.
اعتصاب هاي اجتماعي معمولا با اشغال محل کار همراه مي شود مانند مورد لهستان که در جريان اعتصاب عمومي، فعالان جنبش همبستگي اين شعاررا پخش مي کردند: " مقر حزب را آتش نزنيد. کارخانه ها را اشغال کنيد". با اشغال کارخانه ها سرکوب کارگران مشکل تر مي شودضمن اين که دولت ها بارها چنان اقدامي را چالشي انقلابي عليه قدرت خود تلقي کرده و در بلند مدت، سازش را ناممکن ساخته اند.
اعتصاب هاي اجتماعي ممکن است با تظاهرات آرام يا ناآرام درخيابان ها همراه باشد. يا اين که اعتصابي ها در خانه بمانند. تظاهرات خياباني اين حسن را دارد که به اعتصاب کنندگان و طرفداران آن ها جرات مي دهد. بر اعتمادآن ها مي افزايد و مقاومت شان در برابر سرکوب را بيشترمي کند. ضمن اين که هدف آساني براي سرکوب گران به شمارمي روند.
تاکتيک ها را بايد بر پايه ملاحظه ها ي زير برگزيد:
با توجه به وضعيت جاري جنبش، مردم مي خواهند چه بکنند؟
طيف گسترده تر جمعيت چگونه به تاکتيک ها واکنش نشان مي دهد؟
تاکتيک ها ي متفاوت چه واکنشي را از سوي دولت برخواهد انگيخت؟
پيامدهاي ( نمايش قدرت، چانه زني، تغيير افکار عمومي، شکاف و تغيير در مراکز قدرت، ) تاکتيک هاي متفاوت چه خواهد بود؟
توان ايجاد تغيير درتاکتيک ها يک امتياز بزرگ است. وقتي جنبش در يک تاکتيک خاص قفل مي شودمخالفان آن مي توانند هزينه و رنج تداوم آن را آن قدر بالا ببرند که ادامه آن ناممکن شود وجنبش شکست بخورد. اما اگر جنبَش بتواند بنا به ابتکارهاي خود تاکتيک ها را عوض کند مي توان از چنان شکستي جلوگير ي کرد. براي نمونه، وقتي دولتي ها مي خواهند عده زيادي از مردم را درخيابان ها به ضرب گلوله از پا ي درآورنداشغال کارخانه ها بهترين گزينه است.
اقدام ها ي نمونه
اعتصاب هاي اجتماعي غالبا مي توانند از يک مورد نمونه الگوبرداري کنند. اگر يک گروه از کارگران آماده دست زدن به اقدام با پذيرش مخاطره ها ي آن است، ابتکارگروه مي تواند منبع الهام و مشوق ديگران درپيروي ازهمان راه بشود. اين کارمي تواند بهترين راه براي روياروئي با موقعيتي باشد که همه در انتظار دست زدن به عمل هستند، اما ابتدا مي خواهند بدانند ديگران جرات و تعهد کافي را براي عمل دارند يا نه. يک چنان اقدام ها ي نمونه راه را باز مي کند و زمينه را براي اعتصاب عمومي فراهم مي سازد. هم چنين چنان اقدامي مي تواند موجب پيدايش تاکتيک ها ي تازه در روند مبارزه گردد.
آزمون ها
اعتصاب هاي اجتماعي گام نهادن در سرزمين ناشناخته هاست. پيشاپيش نمي توان گفت که چه تعداد افراد در آن شرکت مي کنندو يا مايل به شرکت درآن هستند. همين طور هم نمي توان گفت قدرتمداران يا عامه مردم چگونه واکنش نشان خواهند داد. جنبش ها مي توانند تلاش کنند تا با اقدام هاي کم دامنه تر"عمق آب را بسنجند". اگر مردم نمي خواهند به تظاهرات صلح آميز بپيوندند شايد زمان براي فراخوان به اعتصاب مساعد نباشد. برعکس، اگر عده زيادي و بيش از ميزان انتظار به تظاهرات بروند و همگي دارند در باره گام بعد ي حرف مي زنند، ممکن است زمان اعتصاب مناسب و خوب باشد. اگر دولتي ها مردم را سرکوب کنند و اين امر باعث خشم عمومي گردد در درون حاکميت عده ا ي به انتقاد از اقدام دولت مي پردازند. در چنان حالتي جنبش مي تواند ارزيابي کند که روي پشتيباني چه گروه هائي مي تواند محاسبه کند و چه کساني ممکن است دولتي ها را از سرکوب برحذر دارند.
برد از راه باخت
دولت هاي سرکوب گر غالبا از رشته تاکتيک ها ي طولاني بهره مي گيرند : تحقير، تبعيد، تفرقه اندازي، ايجاد ترس و فشار با هدف سرکوب جنبش. تنها وقتي همه اين ها با شکست رو به رو شد و جنبش ادامه يافت، دولتي ها درمي يابند که بايد امتيازهائي بدهند و گرنه اين تهديد هست که جنبش تا پايان راه پيش برود. جنبش هاي در نهايت پيروز ،اغلب با ناکامي هاي پياپي رو به رو بوده اند. نمونه بارزاين امر راه طولاني مبارزه باآپارتايد درافريقاي جنوبي است.
جنبش ها به ادامه نياز دارند به رغم اين که با شکست ها ي اين چنيني رو به رو شوند . و همين است که آن ها را درنهايت پيروز مي کند. آن ها براي راه پيمودن درمسير پيروزي به چنان گام هاي لازمي نياز دارند. بايد به هنراستراتژيکي عقب نشيني آراسته باشند واستاد اين هنر مائو مي گويد چنان هنر ي شامل تهاجم ها ي کوچک در چارچوب عقب نشيني بزرگ است. عقب نشيني موفقيت آميز موجب توخالي ماندن پيروزي مخالف مي شود.
بهره گيري از شکاف درون حکومت
جين شارپ به شيوه درخشاني نشان داده است قدرت اغلب جنبش ها ي پيروز بيش از مخالفانشان شده است بدان سبب که مخالفان و طرفداران شان را متقاعد کرده اند ادامه مبارزه هزينه اي بسيار بالا يي براي آن ها دارد. اين امر اغلب به صورت پيدائي "گروه هاي صلح" در ميان مقام هاي دولتي نمودار مي شود. عمق بخشيدن به اين شکاف هدف کليدي استراتژي اعتصاب هاي اجتماعي است.
اول اين که لازم است اين نکته جا انداخته شود که جنبش و چالش هاي آن فروکش کردني نيست. به گفته شارپ قاطعيت کليد پيروزي مقاومت غير خشونت آميز است.
دوم اين که لازم است نگذارند عناصر بالقوه " گروه صلح" در درون حاکميت به آغوش " گروه جنگ" بيفتند. معني کلي اين گزاره اين است که بايد امکان برقراري يک حل و فصل صلح آميز حتا در اوج سرکوب از نظر دور داشته نشود.
جنگ جنگ، گفتگو گفتگو
اعتصاب اجتماعي چگونه پايان مي گيرد؟ اگر دولتي ها نتوانند آن را سرکوب کنند در مرحله اي به نوعي تاکتيک يا گفتگوي رسمي روي مي آورند. درلهستان و در ساير کشورها ي اروپا ي خاوري اين امر به صورت " گفتگوها ي ميز گرد" ميان رژيم و مخالفان درآمد. در آفريقاي جنوبي درپي اعتصاب بزرگ "اتحاديه هاي کارگري کنگره ملي" رژيم آپارتايد با نلسون ماندلا نماينده کنگره ملي آفريقا مذاکره کرد. حتا رژيم هايي که سوگند خورده اند هرگز با مخالفان شان گفتگو نخواهند کرد درمرحله اي که ساير گزينه هاي پيش رو بدتر باشد به مذاکره تن در مي دهند.
فکر گفتگو "با دشمن" هميشه ناراحت کننده است. هميشه هم در اين گفتگوها فرصتي براي تفرقه يا تسليم شدن ها پيش مي آيد. اما در مجموع ، جنبش هاي اجتماعي و اعتصاب ها از اين راه به سوي تحول جدي پيش مي روند.
جنبش ها اغلب به گفتگوهاي کارآمد روي مي آورند. اگر گفتگوها را هدف آشکار اقدام خود اعلام کرده باشند، درچنان صورتي آغاز گفتگو به جاي آن که سردرگم کننده و انحرافي باشد يک پيروزي براي جنبش به حساب مي آيد.
گفتگوها اغلب مي تواند کارآمد باشد، به شرط آن که در لحظه آغاز گفتگو جنبش توانسته باشد روند کارساز جاانداختن هدف هاي عمومي را با موفقيت به پيش برده باشد. درچنان حالتي گروه ها ي مختلف حاضر درجنبش با دريافت امتيازي هرچند اندک، جنبش را رها نخواهند کرد.
جنبش ها بايد راه هاي جوابگو ساختن گفتگوها را مشخص کنند. ( گفتگوهائي که به پايان اعتصاب اول گدانسک منتهي شد در حضور دوربين ها ي تلويزيوني صورت گرفت و ده ها هزار کارگر لهستاني در بيرون محوطه کارگاه کشتي سازي آن را تماشا مي کردند).
و سرانجام، گفتگوها مي تواند موفقيت آميز باشد اگر ابزارها ي عقب نشيني آبرومندانه دولت را فراهم سازد و خواهان تسليم بي قيد وشرط حکومت نباشد. بنا بر اين جنبش بايد برداشت روشني از درخواست هاي اساسي داشته باشد و ميان اين ها با خواست هاي غير اساسي که مي توان در باره آن ها به سازش و مصالحه رسيد تفاوت قائل شد. گفتگو گزينه مبارزه نيست. راه ديگري براي پيشبرد مبارزه است. هريک به نوبت دنبال ديگري مي آيد. جنبش بايد بتواند از گفتگوهاي بي حاصل بيرون برود و به مبارزه ادامه بدهد.مائو مي گفت:" جنگ جنگ، گفتگو گفتگو".

No comments yet

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: