پرش به محتوا

Dullo: نگاهي به ادبيات هم – جنس – گرايي در ميان شاعران بنام ايران

2010/04/10
بدست

پیوند به منبع

عشق ورزيدن به همجنس در قرون وسطا و در ايران نه تنها بين طبقات ممتاز رواج بسيار داشت بلكه غالبا" شعرا و نويسندگان از اين تمايل خدادادي سخن ميگفته اند قبلا" در وصف دلدلدگي به همجنس در ميان شاعران بزرگي چون حافظ و سعدي سخن ها خوانده ايم و شنيده ايم . اين بار سعي كرده ام كه از منابع گوناگون و همينطور منبع اصلي نوشتار يعني تاريخ اجتماعي راوندي قسمتي را جدا كرده و از ديگر اديبان نيز مثالي براي عشق به همجنس بياورم  . شايسته يادآوري است كه لحن راوندي در كتاب تاريخ اجتماعي درباره ما دوستانه نيست و اميدوارم كه روزي فرا رسد كه اين قسمت از كتاب اصلاح شده و لحن شايسته تري نسبت به  هم – جنس – گرايان بكار گرفته شود و در كتاب تاريخي معتبري چون كتاب حاضر اينگونه به اين حس خدا دادي توهين نشده و هم – جنس – گرايان را با روانپريشاني چون غلامبارگان و آمرد بازان و بچه بازان مورد قياس قرار ندهند و خشك و تر را با هم نسوزانند .  وقتي شاعران بزرگي چون حافظ و سعدي و رودكي و فرخي و منوچهري و حتي دقيقي (بنيانگذار شاهنامه) از عشق به همجنس صحبت ميكنند آيا ميتوان گفت همگي فاسد و بچه باز و مريض بوده اند ؟ اگر اين گونه باشد كه مي بايستي هفتاد درصد ادبيات اين كشور را فاسد و بي ارزش بدانيم . پس چرا هنوز در كنار قرآن حافظ را جاي ميدهيم ؟ مگر نه اين است كه حافظ از حلال بودن خونش در برابر آن شيرين پسر صحب ميكند ؟ ( گر آن شيرين پسر خونم بريزد  دلا چون شير مادر كن حلالش ) . پس چرا كتاب درسي مان را با منت خداي را عزوجل سعدي آغاز ميكنيم ؟ پس چرا اصرار داريم رودكي مال ماست ؟ مگر نه اين است كه همين بزرگان از عشق به همجنس سخن گفته اند ؟

به قول فردوسي بزرگ : به ايزد كه ما گر خرد داشتيم .. كجا اين سرانجام بد داشتيم . . . سخن كوتاه كرده و در ادامه مطلب به اصل موضوع ميپردازم :

رودكي آشكارا از زيبايي پسران كه در دستگاه اميران به ساقي گري مشغول بودند سخن ميگويد :

ترك هزاران بپاي پيش صف اندر         هريك چون ماه بر دوهفته درخشان

باده دهند بتي بديع ز خوبان               بچه خاتون ترك و بچه خاقان

از كف تركي سياه چشم و پري روي     قامت چو سرو و زلفكانش چو چوگان

دلباختگي فرخي سيستاني به ماه پسران نيز باعث ميشود اشعار فراواني در اين زمينه داشته باشد :  

اي پسر گر دل من كرد همي خواهي شاد          از پس باده مرا بوسه همي بايد داد

نقل با باده بود باده دهي نقل بده             ديرگاهي است كه اين رسم نهاد آنكه نهاد

چند گاهي است كه از باده و از بوسه مرا              نفكندستي بيهوش و نكردستي شاد

وقت آن آمد كز باده مرا مست كني         گاه آن آمد كز بوسه مرا بدهي داد .

شاعر بزرگ منوچهري نيز آشكارا ميگويد :

غلام و جام مي را دوست دارم        نه جاي طعنه و جاي ملامست

سنايي شاعر نامدار نيمه اول قرن هشتم هم ميگويد :

دي بدان رسته صرافان من بر در تيم     پسري ديدم تابنده تر از در يتيم

با دلم گفتم اي كاشكي اين مير بتان       كردي بر من بيچاره دل خويش رحيم

در جايي ديگر خواجه اسعد هروي ميگويد :

دوش سرمست نگارين من آن طرفه پسر     با يكي پيرهني با كلهي طرفه به سر

نرم نرمك همي آن نرگس پر خواب گشاد      ژاله ژاله عرق از عارض او كرده اثر

بوسه در دو لب من داد همي از پي عذر       اينت شوريده نگار اينت شكر بوسه پسر

او شده خواب و من از بوسه زدن بر دو رخش       با دو چشم و دو رخش تا به سحر جفت سحر

خود كه داند كه در اين نيمه شب از مستي او      تا چه برداشتم از بوسه و هر چيز بر

مسعود سعد سلمان نيز اشعار بسياري در وصف دلبر خباز و دلبر كشتي گير و يار چاهكن و يار لشكري و دلبر فيروزه فروش و دلبر چوگان باز و ياز باغبان و دلبر آهنگر و دلبر تاجر و غيره سروده است و ما به ذكر يك نمونه از اين اشعار قناعت ميكنيم :

در وصف دلبر آهنگر :

اگر آهنگري است پيشه تو      با من اي دلرباي در ده تن

از دل خويش وز دلم برساز     از پي كار كوره و آهن

كاهني نيست سخت چون دل تو     كوره اي نيست گرم چون دل من

سوزني سمرقندي نيز از عوارض ريش بتان ختن سخن به ميان مي آورد :

واي و دريغا كه خير خير سيه كرد       عارض آن ماه روي سيم ذقن ، ريش

آخ و حسرتا و دردا كه برآورد     گرد زفرق بتان چين و ختن ريش

دلبر من ريش را برابر من كرد     آخ از اين دلبر و برابر من ريش

عراقي نيز كه شاعري دلباخته است ميگويد :

سر به سر لطفي و جاني اي پسر        خوشتر از جان چيست ؟ آني اي پسر

ميل دلها جمله سوي روي توست     وه چه شيرين دلستاني اي پسر

زان به چشم من درآيي هر زمان    كز صفا آب رواني اي پسر

بر لب خود بوسه ده آنگه ببين       ذوق آب زندگاني اي پسر

نيست در عالم عراقي را دمي          بر لب تو كامراني اي پسر

سعد وراق كه اهل ادب و شعر بوده است شاگردي عيسوي به نام عيسي داشت ، سعد شيفته او شد و اين امر در شهر شهرت يافت ، عيسي ناچار شد به دير ديگري برود تا از سرزنش مردم آن روزگار در امان باشد . سعد كه دلداده بود او را رها نكرد و به دير رفت و آمد ميكرد ، تا آنكه راهبان به تنگ آمدند و از اين امر جلوگيري كردند . سعد از اين كار عقل خود از دست داد و پريشان وار گرد دير مي گشت تا روزي كه او را در اطراف دير مرده يافتند ، از آن پس هرگاه عيسي در شهر مي آمد كودكان به او ميگفتند : اي قاتل سعد وراق . ( معجم الادبا، ص 124)

مدرك بن علي نيز كه اهل ادب و شعر بود ، شيفته پسري از شاگردانش به نام عمرو مي شود . روزي نامه اي كه حاكي از عشق و دوستي بود در مجلس درس به سوي عمرو پرتاب ميكند . عمرو پس از آن ديگر در مجلس حاضر نمي شود و مدرك ابن علي هم مجلس درس را رها كرده به دنبال عمرو مي گشت و قصيده غرا و سوزناكي هم درباره او گفت و او را سوگند … ميداد كه به سر لطف بيايد … بالاخره كارش به جنون كشيد و روزي در جمع يارانش كه به ديدارش آمده بودند گفت : آيا كسي نيست از شما كه به احترام دوستي قديم ، چشم مرا به ديدار عمرو روشن سازد ؟

يارانش به سراغ عمرو رفتند و گفتند : مروتي كن و با ديدارت او را زنده گردان . عمرو اجابت كرد . وقتي بر استاد وارد شد ، دست او بگرفت و احوالپرسي كرد . استاد چند شعر عاشقانه در برابر او خواند و فريادي كشيد و جان به جان آفرين تسليم كرد … ( مهدي محقق ، راهنماي كتاب ، تيرماه 39 ، ص 224)

البته يقين ميدانيم كه ادبيات ايران از اين نمونه ها بسيار دارد كه تحقيق جامع تر و وسيع تري  ميطلبد .

About these ads
هنوز دیدگاهی بیان نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 161 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: